۱۳۸۷-۱۲-۱۱

ادیان به مثابه عاملی برای افزایش پیشرفت زنان در تمام سطوح

عظمتی که شایسته آنان است: ادیان به مثابه عاملی برای افزایش پیشرفت زنان در تمام سطوح.
سند شماره 08260-95 جامعه جهانی بهائی

مقدّمه ای بر مجموعه "عظمتی که شایسته آنان است"
ژانت ای. خان

پکن، چین
اوت، سپتامبر 1995

"به مقتضای روح این عصر، زنان باید ترقّی کنند و وظیفه شان را بتمامه در مدارج حیات اجرا دارند؛ مثل مردان شوند، باید به درجهء رجال رسند و در حقوق متساوی گردند." (ترجمه)
حضرت عبدالبهاء

"آرزوی قلبی من این است و این یکی از اصول اساسی حضرت بهاءالله است." (ترجمه)
حضرت عبدالبهاء

خط مشی چهارمین کنفرانس زنان در پکن بر اهمیت حفظ حقوق زنان تأکید می کند و اصل مسؤلیت مشترک و همراهی بین زنان و مردان را مبنای نیل به تساوی، توسعه و صلح تلقّی می نماید. این تریبون برنامه ای برای تساوی آغاز می کند که خواستار اقدام فوری برای ایجاد صلح جهانی عادل و رشد یافته که بر اصل تساوی مبتنی بوده و بر قوّت دانش، نیرو، خلاقیت و مهارت ها تکیه می کند و برای افرادی است که از تمام سنین و تمام مراحل زندگی. به این ترتیب تریبون عمل با موضوعات مربوط به پیشرفت زنان از نظر اصول اخلاقی، جدا از عمل گرائی محض، سروکار دارد. تحقّق مؤثّر این اهداف لزوماً مستلزم تغییر در ارزش ها، رفتار و شیوه ها و تعدیل تحرکات درونی قدرت و ساختارهای سازمانی است.

ادیان بزرگ عالم معمولاً در طول تاریخ منابع عمدهء جهان بینی و ارزش ها و کارگزاران اولّیهء اجتماعی شدن بوده اند. اصول و ارزش های روحانی که آنان القاء می کنند، نه تنها مبنای یک جهان بینی وحدت بخش اند بلکه افراد و مؤسّسات اجتماعی را تشویق می کنند که هم بر مبنای این اصول عمل کنند و هم از آن ها به عنوان معیاری برای سنجش اعمال استفاده نمایند.

ارزش های دینی استعدادی دوگانه دارند یا انسجام انسان را پرورش می دهند یا جریانات تقسیم و تجزیهء اجتماعی را تشدید می کنند. در واقع تاریخ نقش دین در تسریع پیشرفت زنان نشان دهندهء غیر منصفانه ترین سابقه است. در حالی که معمولاً در سال های اوّلیهء ادیان تمایل به تسریع پیشرفت و شرکت زنان بوده اند، بعد ها عملاً زنان توسّط این عقب نگاهداشته شده و سرکوب شده اند بخصوص زمانی که نیروهای افراطی مسلّط بوده اند.

در حالی که بسیاری از مفسران ارتباط مداوم ارزش های کلّی روحانی القاء شده توسّط ادیان را تصدیق می نمایند، این نظر را هم دارند که کار برد این ارزش ها نیازمند بررسی دوباره در سایر روند جهانی شدن مقتضیات متغییر اجتماعی و تأثیر آن ها بر زنان هستند.

برای شرکت در این گفت و گو، نمونهء جامعهء بهائی را عرضه می کنیم، که مجموعه ای از ارزشها را دارد که قاطعانه بر اصل تساوی زنان و مردان در تمام زمینه های حیات انسانی تأکید می کند و جامعهء جهانی آن برای آزادی زنان به خصوص در نقاطی از جهان فعّالیت می کند که معمولاً و مداوماً این آزادی را از آنان سلب می کنند. در این جا بر آن اصول روحانی و اخلاق تأکید می کنیم که به نظر ما تغییر ارزش های لازم را برای اجرای مؤثّر برنامهء برابری تسهیل می نماید.

شناخت وحدت اصلیه بشر پیش در آمد لازمی است برای تحوّل اجتماعی و رفاه و آسایش زمین و اهل آن جزء لاینفک این معنا اصل برابری حقوق دو جنس است. حقوق زنان کاملاً از طرف حضرت بهاءالله مؤسّس دیانت بهائی به رسمیت شناخته شده است.

ایشان می فرمایند: " اناث و ذکور، عندالله واحد بوده و هست " (حضرت بهاءالله – رفاه عالم انسانی بخش 5)

نفس ناطقه هیچ جنسیتی ندارد، و بی عدالتی های اجتماعی که ممکن است توسّط الزامات بقاء در گذشته دیکته شده باشد در عصری که اعضای خانوادهء انسان مداوماً همبستگی بیشتری می یابند، دیگر قابل توجیه نیست.

اصل تساوی برای تعریف نقش های زنان و مردان تلویحات عمیقی دارد. این اصل بر تمام جنبه های روابط انسانی مؤثّر بوده عنصری لایتجزّا در حیات خانوادگی اقتصادی و جامعه است و کاربرد این اصل باید لزوماً در بسیاری از عادات و روش های سنتّی تغییراتی ایجاد نماید. این اصل هر گونه تعیین غیر قابل انعطاف نقش الگوهای تسلّط و تصمیم گیری های تعبدّی دارد می کند؛ مستلزم شرکت کامل زنان در تمام زمینه های کوشش های انسانی است؛ و امکان تحوّل در نقش های زنان و مردان را فراهم می آورد. اصل تساوی همچنین بر شیوهء اقدام در پیشرفت زنان مؤثّر است. آثار بهائی شامل تصویر بشریت به عنوان پرنده ای است که یک بالِ آن زن و بالِ دیگر آن مرد است. تا هر دو بال نیرومند و قوی نباشند، پرنده پرواز نتواند کرد. تکامل زنان برای تکامل مردان حیاتی است، پیش درآمد صلح عالم تلقّی می شود. از این جهت اعضای جامعهء بهائی، زن و مرد، و شوراهای اداری آن با انتخاب آزاد با قوّت متعهّد به اجرای اصل تساوی در حیات افراد خانواده ها، وکلیهء جنبه های حیات اجتماعی و مدنی هستند.

افراد و مؤسّسات اجتماعی در تشویق تکامل و آزادی زنان همکاری می کنند، و در طرح و اجرای برنامه ها برای افزایش رشد روحانی، اجتماعی و اقتصادی همراهند.

در دیانت بهائی نقش تربیت در پیشرفت زنان اهمیت بسیار می یابد. این دین نه تنها اصل تربیت عمومی را محترم می شمارد، بلکه هنگام محدودیت منابع تربیت دختران و زنان را مقدّم می شمارد، زیرا که فقط از طریق تربیت مادران است که منافع علم و دانش می تواند به سرعت و قوّت بسیار در کلّ جامعه انتشار یابد. طرفدار برنامهء واحد برای دختران و پسران مدرسه است، و زنان تشویق به مطالعهء هنرها، صنایع، علوم و حرفه ها و ورود در تمام زمینه های کار هستند، حتی اگر از لحاظ سنّتی خاص مردان تلّقی شده باشد. تربیت از وسایل عمدهء توانبخشی زنان تلّقی می شود.

تربیت علاوه بر اکتساب علم و ارزش های اخلاقی منتهی بر تحوّل اجتماعی مزایائی چون رشد ذهنی، پرورش تفکّر منطق تحلیلی، مهارت های سازمانی، اداری و مدیریت، و نیز احترام بنفس بیشتر و پایگاه اجتماع بالاتر در جامعه را دارد. نوع تربیت مورد نظر و عمل جامعهء بهائی نقش مادر را تقویت می کند و روح همکاری را در مردان تشویق می نماید.

این نوع تربیت زنان را برای شرکت در کلّیهء زمینه های فعّالیت انسانی آماده ساخته مهارت هائی عملی به ایشان می آموزد که قادر به شرکت در قدرت و تصمیم گیری شوند. زنان در تمام سطوح نظام اداری بهائی خدمت می کنند، در سطح بین المللی نقشی برجسته داردند و در شوراهای مدیریت محلّی و ملّی بهائی در همه جای عالم حق عضویت دارند.

نظام ارزش های مورد نظر دیانت بهائی به رشد جامعه ای فعّال و با نشاط در سراسر جهان می انجامد که متعهد به آزادی و پیشرفت زنان است. شیوهء مورد نظر آگاهانه و متکامل است. این دیانت به اجرای نقشه های منظم و طولانی مدّت اشتغال دارد، نقشه هائی که با اصل تساوی دوجنس هدایت و پشتیبانی می شود، با مشورت و مشارکت کامل زنان تهیه می گردد. با روح همکاری اجرا می شود، و به طور کامل از طرف مؤسّسات مدیریتی حمایت می گردد. این شیوه منجر به بازسازی اساسی اجتماعی می شود، و در نیل به اهداف برنامهء تساوی آن گونه که در تریبون عمل آمده حمایتی قاطع ارائه می نماید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ژانت خان پس از دریافت درجهء دکترا از دانشگاه میشیگان در 1970 به عنوان مشاور متخصص برنامه در مرکز دانشگاه برای آموزش مداوم زنان تا 1976 اشتغال یافت، که در این هنگام به استرالیا بازگشت تا در بخش روان شناسی دانشگاه کوائینزلند اشتغال یابد. دکتر خان از سال 1938 در بخش تحقیق و تتبع مرکز جهانی بهائی در حیفا، اسرائیل مشغول خدمت بوده است. قبل از آن ریاست محفل روحانی ملّی بهائیان استرالیا را بر عهده داشته است.

لینک ترجمه مطلب:
http://www.agahee.org/content/view/49/46

۱۳۸۷-۱۲-۰۷

مشاهیر بزرگ زنان: فلورانس نایتینگل

فلورانس نایتینگل مشاهیر بزرگ زنان: فلورانس نایتینگل

"فلورانس نایتینگل به انگلیسی "Florence Nightingale" (زادهٔ ۱۸۲۰ - درگذشتهٔ ۱۹۱۰ میلادی)، مشهور به بانوی چراغ‌به‌دست انگلیسی و بنیانگذار پرستاری. پدرش ویلیام ادوارد شور یکی از اعضای اشراف زاده دربار به شمارمی‌رفت و فلورانس کوچک، در یک خانه بزرگ و راحت دوران کودکی خود را گذراند. در نامه‌های محرمانه‌ای که از او یافت شده نوشته "از کودکی برای خدمت به بیماران و بی‌پناهان الهاماتی از سوی خداوند به قلبم می‌رسید." هرچند در رشته پرستاری تحصیل نکرد اما علاقه زیادی به درمان بیماران داشت.

حضور در جنگ
در سال ‪ ۱۸۵۳که جنگ میان ترکیه و روسیه آغاز شد فرانسه و انگلیس به یاری ترکیه شتافتند و سربازان خود را به جنگ اعزام کردند.در آن زمان تیتر روزنامه‌های تایمز لندن خبر از جنگ و توصیف اوضاع وخیم بیمارستانهای نظامی انگلیس را می‌داد. در این گزارشها آمده بود تنها ‪ ۲۰پرستار در جبهه‌ها فعالیت می‌کنند، بیمارستانی وجود ندارد و حتی باند برای پانسمان هم نیست. با انتشار این گزارش‌های ، فلورانس از وزیر جنگ انگلیس درخواست وسایل و امکانات بهداشتی کرد و سپس با همراهی ‪ ۳۴پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاک ترکیه گذاشت و به یاری مجروحان شتافت. فلورانس با چهره‌ای آرام‌بخش برای اینکه سربازان دست از میگساری بردارند، اتاقی برای مطالعه و بازی‌های سالم آنان راه‌انداخت. او بر اثر کار مداوم و همدمی با بیماران دچار تب وحشتناکی شبیه تیفوس یا مالاریا شد که در آن هنگام قربانیان زیادی را به کام مرگ کشانده بود و فلورانس نیز بر اثر این بیماری به‌شدت ضعیف شد.

بازگشت به لندن
جنگ پایان یافت و او به لندن بازگشت. هرچند می‌خواست گمنام بماند اما نامش به‌عنوان فرشته سر زبانها بود ولی برای اینکه خود را از چشم دیگران دور نگه دارد، به گونه‌ای خود را پنهان کرد که گویی مرده است. فلورانس همراه ویلیام فار یک پزشک نظامی و فرد نیکوکاری به مدت ‪۲۰ سال برای بهبود وضعیت بیمارستان‌ها و نظام آموزشی پرستاران تلاش کردند. نایتینگل، نخستین مدرسه عالی آموزش پرستاری را سال ‪ ۱۸۶۰در بیمارستان سن توماس لندن راه‌اندازی و مدیریت کرد. هرچند سلامت جسمانی او تحلیل رفته بود اما شهرتش از لندن به آمریکا و هند نیز رسید بگونه‌ای که یک معمار و تاجر لیورپولی به‌نام ویلیام راتبون در سال ‪ ۱۸۶۰مبلغ زیادی در اختیار فلورانس گذاشت تا یک بیمارستان بسازد. بیمارستانهایی که او ساخت مطابق استاندارد و الگوی بهداشتی بود و طبقات مختلف آن به بخش‌های ویژه‌ای مثل زنان و زایمان، روان، کودکان و جراحی اختصاص داشت. چند سال کار مداوم و سخت پس از جنگ، توان او را بسیار تضعیف کرد بگونه‌ای که در آخرین سالهای عمر نابینا شد و نمی‌توانست مانند گذشته به وظایف خود عمل کند تا اینکه در ۱۳ آگوست‪ ۱۹۱۰در لندن درگذشت.

منبع: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۱۳۸۷-۱۰-۱۹

یادی از ژاله اصفهانی

یادی از ژاله اصفهانی
بهروز جبّاری

ژاله اصفهانی از شعرای شناخته شده معاصر در روز 29 نوامبر 2007 در بیمارستانی در لندن درگذشت. او در سال 1300 در اصفهان متولد شد و در سال 1325 در سن 25 سالگی به اتفاق همسرش که افسر نیروی دریایی بود از ایران به شوروی مهاجرت کرد. ژاله بیشتر ایام زندگی را در خارج از ایران گذراند و بعد از انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و پس از مدت کوتاهی راهی دیار غرب شد و در لندن مقیم گردید.

از او چندین مجموعه شعر در زمان های مختلف به چاپ رسیده است از جمله: زنده رود (در مسکو)، ای باد شرطه، ترنّم پرواز، موج در موج، خروش خاموشی، سرود جنگل و شکوه شکفتن. مطالعه آثارش نشان می دهد که او شاعری بسیار با احساس بود با وجود مشکلات زیادی که در زندگی تجربه کرده هیچگاه نا امید نگردید و همواره به آینده امیدوار بود. ولی این امید با مسئولیت همراه بود نه با آسودگی و بی خیالی. برای او زندگی در امید و حرکت خلاصه می شد.

در شعر زیبای "ستاره قطبی" که با بیتِ

بخند بر من پر سوز ای ستاره قطبی
تو التهاب چه دانی که روشنایی سردی

آغاز می شود، این طور ادامه می دهد:

من آن شراره سوزان قلب گرم زمینم
تو آن ستاره آسوده سپهر نوردی
چه سود زان همه زیبایی خموش فسونگر
اگر نداری سوزی و گر نداری دردی
چه ارزشی بود آن زندگانی ابدی را
اگر که نیست امیدی و گر که نیست نبردی
نمی دهم به تو یک لحظه عمر کوته خود را
هزار قرن اگر زندگی کنی و بگردی
متاب بر من بی تاب ای ستاره قطبی
که من شراره گرمم تو روشنایی سردی
(خروش خاموشی، ص 371)

گاهی تاثیر مطالعه شعر بر شخص چنان است که احساس می کنید او از زبان شما سخن می گوید. چنین احساسی ارزش آثار شاعر را چندین برابر می کند و این یکی از دلائل علاقه من به آثار ژاله اصفهانی است. مثل شعر "کلاغ" که گویی در انتقاد از کسانی سروده شده که به اعتقادات گروهی از مردم که سال ها در کنارشان زندگی می کردند با همه تازگی هایی که داشت هیچگاه توجه نکردند.

روی درخت گردوی گس آن کلاغ پیر
صد سال خانه کرد و هزاران هزار بار
گردو از آن درخت بدزدید و خاک کرد
هر بار روی خاک
منقار خویش را ز کثافات پاک کرد
یک بار هم ندید
آن بلبل جوان غزلخوان باغ را
یا دید و حس نکرد
آن روح عاشقانه دور از کلاغ را
(خروش خاموشی، ص 217)

و در شعر زیر در نهایت زیبایی و اختصار این نکته را بیان می دارد که دوست دارد جهان به صورت یک وطن در آید:

مرا بسوزانید
و خاکسترم را
بر آب های رهای دریا بر افشانید
نه در برکه
نه در رود
که خسته شدم از کرانه های سنگواره
و از مرزهای مسدود
(سرود جنگل، ص 35)

در سال های اخیر که مسئله مهاجرت و غربت برای خیلی از ایرانی های مطرح است، شعر "پرندگان مهاجر" او که قسمتی از آن در زیر آمده است در میان اشعار شعرای معاصر جایگاهی خاص دارد:

پرندگان مهاجر در این غروب خموش
که ابر تیره تن انداخته به قلۀ کوه
شما شتاب زده راهی کجا هستید
کشیده پر به افق تک تک و گروه گروه

چه شد که روی نمودید بر دیار دگر
چه شد که از چمن آشنا سفر کردید
مگر چه درد و شکنجی در آشیان دیدید
که عزم دشت و دمن های دورتر کردید

پرندگان مهاجر دلم به تشویش است
که عمر این سفر دورتان دراز شود
به باغ باد بهار آید و بدون شما
شکوفه های درختان سیب باز شود

به دوش روح چه سنگینی دل آزاری است
خیال آنکه رهی نیست در پس بن بست
برای مردم رهرو در این جهان فراخ
هزار راه رهایی و روشنایی هست
(خروش خاموشی، ص 354)

در آثار شعرای سال های اخیر گاهی با آثاری مواجه می شوید که هر قدر فکر می کنید شعر را در نمی یابید. ولی آثار ژاله کاملاً روشن و قابل فهم است و همه جنبه های زندگی مردم را در بر می گیرد.

دکتر شفیعی کدکنی یکی از دلائل شعر خوب را رسوب در حافظه می داند که به نظر من واقعیتی است و اگر این نظر را بپذیریم باید بگویم که خیلی از آثار ژاله در حافظه ام جا گرفته است. او نیز این معنا را در شعر " شاد بودن هنر است" به صورت دیگری بیان می دارد:

زندگی صحنۀ یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
(شکوه شکفتن، ص 31)

شعر دلنشین زیر، تحت عنوان "گیاه وحشی کوهم" یکی از آثار با احساس ژاله است که به عنوان نمونۀ دیگری از کارهایش آورده می شود:

گیاه وحشی کوهم نه لاله گلدان
مرا به بزم خموشی های خودسرانه مبر
به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم
مرا به خانه مبر

زادگاه من کوه است
ز زیر سنگی یک روز سر زدم بیرون
به زیر سنگی یک روز می شوم مدفون
سرشت سنگی من آشیان اندوه است
جدا ز یار و دیارم دلم نمی خندد
ز من طراوت و شادی و رنگ و بوی مخواه
گیاه وحشی کوهم در انتظار بهار
مرا نوازش و گرمی به گریه می آرد
مرا به گریه میار
(خروش خاموشی، ص 304)

من متاسفانه آشنایی و دوستی نزدیک با او نداشتم فقط یکی دو بار در انجمن ادب و هنر ایران که هر سال در لندن تشکیل می شود ژاله را ملاقات کردم و چون مسئول ادارۀ جلسات شعر خوانی بودم یکبار او را دعوت به آمدن روی صحنه کردم و او آمد و شعری زیبا خواند و در همان جلسه یکی از آثار او را که بسیار مورد علاقه من است خواندم و فراموش نمی کنم که او خیلی تحت تاثیر قرار گرفت. شعر مذکور که امید به آینده بهتر را در ذهن زنده نگاه می دارد در پایان این یادداشت آورده می شود.

روانش شاد و یادش در خاطره ها گرامی باد.

ز ابر تیره باران خواهد آمد
چه باران آبشاران خواهد آمد
بشوید خار و خس را از در و دشت
صفای سبزه زاران خواهد آمد
به کام تشنگان پر تکاپو
زلال چشمه ساران خواهد آمد

مزن فریاد ای مرغ شب آهنگ
چه سود از نغمه گر دل را کند تنگ
سحرگاهان به گلزار شکوفان
پرستوی بهاران خواهد آمد

کبوتر نامه زرین به منقار
ز اوج کوهساران خواهد آمد

ز پای تپه تقدیر برخیز
فراز قلّه با تندر در آمیز
که بر این دشت خواب آلود خاموش
هیاهوی سواران خواهد آمد

تلاش آنکه در ره جان فدا کرد
به یاد رهسپاران خواهد آمد
نخستین پرتو صبح طلائی
سوی شب زنده داران خواهد آمد

زمان شور و تکاپو آفرین است
هزاران راه نو روی زمین است
و قرن آبستن نظمی نوین است
چه خرّم روزگاران خواهد آمد.

منبع: نشریه پیام بهائی، ش 339، فوریه 2008، صص 44-46
*******

یادداشت ها:
درباره ژاله اصفهانی

ژاله اصفهانی با محتوای اجتماعی آثارش نزد روشنفکران شناخته شده و از سويی به واسطه ترانه هايی که از روی آثار او خوانده شده، نزد مخاطبان عام از جایگاه قابل توجهی برخوردار است.

ژاله اصفهانی که نام اصلی اش، مستانه سلطانی است طبق شناسنامه در سال ۱۳۰۰ به دنيا آمد. او در سيزده سالگی نام خود را به ژاله تغيير داد و همين سال بود که اولين شعرش را سرود. ژاله خيلی زود به شاعر شناخته شده ای بدل شد و ملک الشعرا بهار شعر او را ستود.

اولين کتاب شعر ژاله اصفهانی با عنوان گل های خودرو در سال ۱۳۲۳ در تهران منتشر شد.

وی با همسر نيما يوشيج، پدر شعر نو فارسي، دوستی کرد و به همراه نيما و بزرگانی چون علامه دهخدا و ملک الشعرا بهار در نخستين کنگره نويسندگان ايران در سال ۱۳۲۵ شرکت جست.

او پس از ازدواج، ژاله بديع تبريزی نام گرفته بود. شوهرش، شمس الدين بديع تبريزی، افسری جوان بود که سودای آزادی و عدالت برای کشورش را داشت و همين امر ۶۰ سال زندگی در غربت را برای ژاله رقم زد.

ولی نگوئيد اين را که :
ژاله ترک وطن کرد.

بسا کسا ز وطن دور و در وطن هستند
بسا که در وطن استند، از وطن دوران
ز بخت تيره ندانند چشم دل کوران
که بت پرستی هرگز وطن پرستی نيست

ژاله اصفهانی در مهاجرت دوره پنج ساله ادبيات را در باکو به اتمام رساند و با آموختن زبان آذربايجانی، بيش از هزار بيت از اشعار کلاسيک شاعران ترک را به فارسی برگرداند.

وی پس از آن، در مسکو تا مقطع دکترا به تحصيل ادبيات پرداخت و همزمان با کار برای انستيتو ادبيات ماکسيم گورگی، رساله ای به زبان روسی درباره نيما يوشيج به چاپ رساند.

او در تاجيکستان و آذربايجان و مسکو به عنوان ژاله زنده رودی شناخته می شود و در ايران به نام ژاله اصفهانی شهره است.

می پرسی از من
اهل کجايم؟
من کولی ام
من دوره گردم.
پرورده ی اندوه و دردم .

بر نقشه ی دنيا نظر کن
با يک نظر از مرز کشورها گذر کن
بی شک نيابی سرزمينی
کانجا نباشد در به در هم ميهن من ...

ژاله در سال ۱۳۵۹ به ايران بازگشت، اما خيلی زود مجددا مجبور به ترک وطن شد و به لندن مهاجرت کرد. اما در آنجا نيز دست از کار نکشيد و تا لحظه های پايانی عمر به سرودن شعر ادامه داد.
ژاله اصفهانی، ۱۳ مجموعه شعر از جمله اگر هزار قلم داشتم، البرز بی شکست، موج در موج، ترنم پرواز و شکوه شکفتن از خود به جا گذاشت.

منبع: رادیو فردا
http://www.radiofarda.com/Article/2007/11/30/f8_poet_Jaleh_Isfahani.html

۱۳۸۷-۰۹-۰۶

امیلیا کالینز: خانم ملکوت

امیلیا کالینزامیلیا کالینز: خانم ملکوت
خاطراتی از زنان بهائی غربی در حضور حضرت عبدالبهاء


امیلیا کالینز به محض اینکه در سال 1919 از امر بهائی شنید، قلبش به انوار حضرت رحمان روشن شد و به حرارت و وفا و عشقی قیام کرد که ذره ای از آن حرارت و وفا و عشق تا آخرین نفس کاسته نشد.

بهائیان امریکا به او می گفتند که عریضه ای برای حضرت عبدالبهاء بنویسد و طلب توفیق و تائید نماید که در میادین عشق و وفاداری به کمال انجذاب، مشغول خدمت گردد.

شب را تا سحر در فکر معبود خود گذراند و نامه ای نگاشت. بامدادان کنار پنجره ایستاد که نامه را بار دیگر بخواند و بفرستد ناگهان آفتاب جهانتاب تمام کائنات را روشن نمود و امیلی با خود گفت: " خورشید بدین عظمت رایگان بر جهان و جهانیان می تابد. آیا تمنّای نامه و یا توقّع تقاضایی دارد؟ او بر منظومه شمنسی روشنی و حرارت می دهد او بینیاز از این روابط ظاهره است."

نامه خود را پاره کرد. در دل، مسرور بود که عبدالبهاء خود بر جمیع کائنات، روحانیت و ایمان عطا می نماید. در واقع بخشش و عطا چون آفتاب سپهر برین و باران خداوند رب العالمین است. او که رایگان، عطا می نماید چه حاجت که مزاحم خاطر انورش گردیم.

بعد از چندی، لوحی به تاریخ همان روز برای امیلی از جانب حضرت عبدالبهاء رسید. اصل لوح را به احدی نشان نداد. راز عاشق و معشوق بود و مقدس از هر گونه تظاهرات بشریّه. فقط می گفت در اول نامه مرقوم فرموده اند: " خانم ملکوت" و در لوحی دیگر به امیلی فرموردند: " به تأسیس بنیانی در این جهان نیستی مویّد می گردد که الی الابد الاباد باقی و برقرار خواهد ماند."

۱۳۸۷-۰۹-۰۳

۵۰ زن موفق برتر جهان و یکی هم ایرانی

سعیده قدس، موسس انجمن خیریه محک سعیده قدس، موسس انجمن خیریه محک.

۵۰ زن موفق برتر جهان و یکی هم ایرانی

روزنامه «وال استریت ژورنال» چاپ آمریکا، به نقل از تحقیقی که گروه تحقیقاتی «کاتالیست» انجام داده است، ۵۰ زن تاثیرگذار در عرصه ارشد مدیریتی را انتخاب و معرفی کرده، که یکی از آن‌ها یک زن ایرانی است.

۵۰ زن موفق موجود در این فهرست، از میان زنان شاغل در ۵۰۰ شرکت برتر اقتصادی آمریکا و یا مرتبط با آمریکا انتخاب شده‌ اند.

«شیلا بلیر»، زن شماره یک در جدول ۵۰ زن برگزیده گروه تحقیقاتی کاتالیست و روزنامه وال استریت ژورنال در سال ۲۰۰۸ است.

خانم بلیر به خاطر نقش او برای کمک به حل بحران مالی بانک ‌ها و طرح نجات آن‌ها از ورشکستگی در شرکت بیمه فدرال «دیپازیت» توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در ردیف چهل و پنجم این فهرست نام یک زن ایرانی نیز به چشم می‌ خورد : سعیده قدس، موسس انجمن خیریه محک.

خانم قدس موسسه‌ای را مدیریت می‌کند که تاسیس و اداره آن به تجربه ‌ای در زندگی شخصی خود او باز می‌گردد. «وال استریت ژورنال» می ‌نویسد: حدود بیست سال پیش هنگامی که دختر دو ساله سعیده قدس به سرطان مبتلا شد، خانم قدس متوجه موضوعی می‌ شود؛ خانواده های کم در آمد ایرانی به ویژه در استان ‌های کوچک، شاهد مرگ آرام و تدریجی کودکان سرطانی خود هستند. آن‌ها حتی هزینه سفر به تهران و بستری کردن کودکانشان را در بیمارستان ندارند.

انجمن محک با تلاش داوطلبانی که برای آن کار می‌کنند، به یکی از بزرگ ‌ترین سازمان‌های غیردولتی ایران تبدیل شد.

در واکنش به این موضوع سعیده قدس ۵۷ ساله در سال ۱۹۹۱ میلادی، انجمن خیریه‌ای را به نام محک، برای حمایت از مراحل درمانی کودکان سرطانی تاسیس کرد.

انجمن محک با تلاش داوطلبانی که برای آن کار می ‌کنند، به یکی از بزرگ‌ ترین سازمان‌های غیر دولتی در ایران تبدیل شد و تا به حال به ۱۲۰۰۰ کودک ایرانی و هزاران کودک عراقی و افغان پناهنده و مبتلا به سرطان کمک کرده است.

اینک خانم قدس قصد دارد تلاش‌ های خود را با کمک مالی ایرانی-آمریکایی‌ ها و افراد دیگری در ایالات متحده توسعه دهد، اما اولین مانع بر سر راه او، کسب مجوز از وزارت خزانه‌ داری آمریکا است. به خاطر تحریم‌ های اعمال شده بر سازمان ‌های ایرانی، عملا امکان جمع ‌آوری کمک مالی برای این موسسه وجود ندارد.

سعیده قدس همچنین در تاسیس انجمن بین ‌المللی برای کودکان مبتلا به سرطان در لس آنجلس نیز مشارکت کرده است، که بر کودکان مبتلا به سرطان در کشورهای درحال توسعه تمرکز دارد.

خانم قدس در حال تاسیس سازمانی غیرانتفاعی برای حمایت از زنان ایرانی مبتلا به سرطان پستان نیز هست.

پنج سال پیش انجمن خیریه سعیده قدس ساخت بیمارستان و مرکز توانبخشی محک را تکمیل کرد که هم ‌اکنون در حال بهره ‌برداری است.

--------------------------
لینک مطلب:

http://www.radiofarda.com/Article/2008/11/20/f35_Saideh_Ghods_Mahak_WSJ.html

وب سایت های مرتبط:

۱۳۸۷-۰۸-۲۰

طاهره "قرّةالعین"

طاهره قرّةالعین طاهره "قرّةالعین"

" در هر دوره ای از تاریخ و در هر کشوری از کشورهای جهان، ظهور زنی چون طاهره می تواند به عنوان حادثه ای استثنائی محسوب گردد. ولی بروز چنین پدیده ای از کشوری مانند ایران را باید جزو عجایب روزگار و حتی معجزات بشمار آورد." (پرفسور ادوارد براون، شرق شناس معروف انگلیسی)


طاهره، این نادره زمانه، بانویی ادیب، در غایت فضل، کمال و جمال، متبحر در معارف و علوم اسلامی، مسلط به لغت و فنون ادب بوده، و به فرموده حضرت ولی امرالله، مبیّن آثار دیانت بهائی، طاهره، شاعره ای جوان، از خاندانی برجسته صاحب جمال و بلاغتی مسحور کننده، روحی شکست ناپذیر، نظریاتی متهورانه و رفتاری بی نهایت شجاعانه بود. (1)


نام اصلیش فاطمه بود، ولی به احترام اینکه همنام مادر بزرگش بود، او را امّ سلمه می خواندند و در میان بستگان به " زرّین تاج و ذکیه" اشتهار داشت -- از طرف سیِد کاظم رشتی، از علما مکتب شیخی، لقب قرّةالعین را گرفته و حضرت باب ایشان را طاهره نامیدند.

در سال 1233 هجری قمری در قزوین، یکی از مراکز مهم اسلامی آن زمان، در خانواده ای روحانی متولد شد. پدر و عموهای طاهره از علما و مجتهدین بزرگ ایران بودند و کتابهای بسیاری تألیف نموده اند. ملا محمد صالح برغانی، پدر طاهره، دارای آثاری چون " مفتاح الجنان فی حل رموز قرآن" در 8 جلد و " بحر العرفان و معدن الایمان" در 17 جلد می باشد.(مأخذ: الذریعه، جلد 21، ص 105). عموی طاهره، ملا محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث، نیز به استناد مأخذ فوق، کتاب فقهی " منهج الاجتهاد" را در 24 جلد تألیف نموده است.


طاهره با توجه به هوش و استعداد بی نظیرش از همان اوان کودکی در کسب کمالات و علوم متداول آن زمان کوشید. ابوالفضل گلپایگانی در صفحه 92 کتاب کشف الغطاء در این خصوص مینویسد: " این دختر (طاهره) در سن شباب مبادی عربیت و منطق و کلام و فقه و اصول و حدیث را نزد والد خود و سائر اقارب خود تحصیل نمود و در این معارف براعت یافت".

طاهره پس از چند سال تحصیل و تلمّذ نزد پدر و عموی خویش در معارف دینی و ادبی به حدی از مهارت رسید که پدرش با افسوس می گفت " اگر این دختر، پسر بود خاندان مرا روشن می نمود و جانشین من می گشت."(2)

باری، " قرةالعین با بهره گرفتن از هوش و استعداد سرشار خویش ... توانست در اندک زمانی کوتاه، ادبیات عرب، فقه، اصول و کلام را فراگرفته و حافظ قرآن و عالم به تعبیر و تأویل آن گردد. و نیز به تبیین آثار معارف پیشوایان اسلام بپردازد و در سخنوری و نظم و نثر چهره بر افروزد. در این میان آوازه دانش و اطلاعات گسترده قرةالعین، و احاطه وی بر علومی که تا بدان زمان فقط مردان زیبنده آن شناخته شده بودند، در تمامی شهر سریان و جریان یافته و او را زبانزد خاص و عام نموده بود.

عبدالوهاب، برادر طاهره، که خود از عالمان بزرگ شهر بوده، ( اعتماد السلطنه در کتاب المأثر و الآثار از کمالات عبدالوهاب بسیار تقدیر کرده) از قرةالعین چنین یاد کرده است: " ما تمام برادرها و پسر عموها، در حضور قرةالعین جرئت تکلم نداشتیم. به اندازه ای معلومات او ما را مرعوب ساخته بود، که اگر احیاناً در مسائلی متنازع فیه بحث می کردیم، چنان مسئله را پاک و روشن و معلوم و مربوط برای ما مدلّل می کرد که فوراً تمام سر افکنده و خجالت زده بیرون میرفتیم."(3)

در هر صورت،" طاهره از همان آغاز نوجوانی در محافل نسوان بر صدر می نشست و به پیچیده ترین پرسش های آنان پاسخ کوبنده می داد و در جمع رجال خاندان خویش نیز حل مشکلات دینیه می نمود. این بود که به پیشنهاد برخی از اعضاء خاندان برغانی و تقاضای گروهی از نسوان آگاه شهر قزوین در بخش زنانه دانشگاه اسلامی شهر، مدرسه صالحیه، به تدریس معارف دینی و ادبی پرداخت. بدین سبب و به علت اخلاق ملکوتی که داشت طاهره بی نهایت مورد احترام پدر، بستگان و مردم شهر بود. (4)


فضل و کمال و دانش بی حد طاهره و تسلط او به معارف دینی متفق القول همگان، هم موافقین و هم مخالفین می باشد. دکتر محمد اقبال لاهوری، شاعر و فیلسوف شهیر شبه قاره هند، طاهره را " خاتون عجم" می نامد، و می نویسد که روح طاهره به جاودانه ها پیوست.(5)

به شهادت ناصرالدین شاه " تاریخ بانوئی چون طاهره در خاطره نداشته و ندارد"(6). احمد کسروی نیز به این مطلب اذعان نموده که " قرةالعین یکی از زنان کم مانند جهان بوده است"(7). میرزا محمد تقی خان سپهر در جلد سوم ناسخ التواریخ مینویسد: " این دختر (طاهره) با اینکه روئی چون قمر و زلفی چون مشک اذفر داشت در علوم عربییه و حفظ احادیث و تأویل آیات فرقانی با حظی وافر بود"(8).

رضاقلی خان هدایت، مورخ شهیر عصر قاجار در خصوص طاهره می نویسد: " زنی در کمال جمال بود و ملحده ای شیرین مقال"(9). و میرزا محمد جعفر خان، حقایق نگار مورخ مخصوص دربار قاجار در مجلد نخست از تاریخ حقایق الاخبار ناصری در خصوص طاهره می نویسد: " با وجود حسن و جمال و غنج و دلال در علوم معقول و منقول به حد کمال بود"(10).

محمد علی مدرس در ص 440 جلد چهارم کتاب ریحانة الادب از طاهره چنین می نویسد: " زنی بوده عالمه و فاضله که طبعی وقاد هم داشته و به " طاهره" تخلص می کرد"(11). و میر ابوالقاسم جعفر موسوی خوانساری نیز در صفحه 720 کتاب مناهج المعارف یا فرهنگ عقاید شیعه، وخود از فقهای معاصر است در مورد طاهره می نویسد: " چون استعداد ذاتی داشت به طلب علم راغب شد و در خدمت پدر و اعمام خود به درجات فضل رسید"(12).
یکی از شعرای مشهور ترک به نام سلیمان ناظم بیگ در کتابی به نام " ناصرالدین شاه و بابی ها" در آخر فصل مربوط به طاهره می نویسد: " ای طاهره، تو بیش از هزار ناصرالدین شاه ارزش داری".


پولاک (Polack) پزشک آلمانی به سالهای 1844 الی 1865 در طهران اقامت داشته و جهت تدریس در دارالفنون طهران استخدام شده بود، این دانشمند در کتابی به نام (ایرانیان) در دو جلد که در لیپزیک در سال 1865 به چاپ رسیده در جلد اول صفحات 294 و 295 می نویسد: " از بین پیروان باب زنی بنام طاهره وجود داشت که شاعره و دانشمند بود و در شهری مانند قزوین وجود چنین زنی که به تعلیم و تدریس طلّاب می پرداخته خود دلیل بر بزرگی باب می باشد. این خانم پس از ظهور باب پیرو عقاید او گردید و مخصوصاً در مورد دستور دینی او که تساوی حقوق زن و مرد می باشد خیلی اصرار داشت ... حتی برای اثبات عملی بودن این دستور خود طاهره در کنفرانس بدشت چادر از سر برداشت و بدون هیچ پرده در برابر کلیه پیروان باب ظاهر گردید ..."(13)


باری، طاهره با توجه به خصوصیات کنجکاوانه اش و تسلط در علوم دینی، پس از مطالعه و تحقیق در عقاید و معارف مکتب شیخی، با خواندن آثار شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی، شیفته مکتب شیخیه می شود. شیخ احمد احسائی، موسس مکتب شیخیه می باشد که کتابهای زیادی تألیف نموده و باب تازه ای در معارف اسلامی گشوده است – " این نجم بازغ الهی و مصباح هدایت ربانی ... قلب پاک و ضمیر منیرش به انوار تقدیس و تنزیه محل تجلّی اسرار پروردگار شد و با اتصاف به کمالات روحانی و زهد و تقوای ربانی نفوس مستعده را به قرب طلوح صبح حقیقت بشارت داد"(14).

پس از او جانشینش، سید کاظم رشتی راه استاد خویش را ادامه داده است. شیخ احمد احسائی و جانشینش سید کاظم رشتی اعتقاد سنتی تفسیر و تعبیر لفظی را ترک کردند و اعتقاد به مفاهیمی چون رجعت امام دوازدهم را تمثیلی و نمادین دانستند(15).

این دو عالم جلیل القدر، مبشرین ظهور قائم موعود بودند، که پیروانشان را با حقایق دینی آشنا می فرمودند، قلوب آنها را پاک و منزه نموده تا مستعد برای درک یوم ظهور شوند و همواره پیروان خود را از نزدیک شدن ایام ظهور موعود آگاه می فرمودند. معروف است که شیخ احمد احسائی همواره در بالای منبر این شعر را می خوانده است:


من آن ستاره صبحم که در زمان ظهور
همیشه پیشرو آفتاب می آید (16)


همچنین، مذکور است که طاهره مدتها با پدرش در باب مسائلی چون " قیامت و حشر و نشر و بعث و معراج و وعید و وعود و ظهور حضرت موعود"[17] مباحثه می کرده و جواب قانع کننده ای در این خصوص دریافت نکرده بود. به همین دلیل پس از آشنائی با مکتب شیخی خود را "طالب معانی" و "بیانات" آثار شیخی و " تشنه این جام" می یابد و پس از مطالعه آثار شیخی، در اندک زمانی بر معارف این مکتب تسلط می یابد. باری، طاهره به دلیل گرایشش به مکتب شیخی قصد کربلا را می کند تا از محضر سید کاظم رشتی استفاضه کند، اما زمانی به کربلا می رسد که سید کاظم از جهان رخت بر بسته بود.

بنابراین، طاهره در کربلا بساط درس و تعلیم را می گسترد و از پس پرده به تدریس پرداخته و بدین ترتیب در عتبات عالیات نیز صیت فضل و دانشش می پیچد چنانچه، بسیاری از عالمان دینی از او استفاضه می نمایند. حوزه درس قرةالعین بوجود کبار علماء آراسته می گردد، از قبیل مرحوم شیخ محمد شبل العراقی و شیخ صالح کریمی و آقا سید احمد یزدی والد آقا سید حسین کاتب و آقا سید محمد بایگانی و شیخ سلطان کربلائی و ملا ابراهیم محلاتی و جمعی از اهل علم و فضل که همه به علم و تقوی و تقدم در سن معروف بودند(18). باری، " صدها تن از عالمان دین طوق ارادتش برگردن افکنده و هزاران تن از مردم عراق و ایران از دریای فضل و کمالش بهره گرفته اند". (19)


درهر صورت، طاهره پس از شنیدن ندای ظهور حضرت باب، به عنوان موعود اسلام، انقلاب روحانی بس عظیم در وی پدید آمد و سراسر زندگی کوتاه او را دستخوش تحولاتی عظیم کرد. مِن بعد سراسر زندگی طاهره وقف در نشر پیام و تعالیم جدید شد و به بسیاری از شهرها سفر کرده و با توجه به تسلطش در معارف دینی و بیان قرا و نفوذ کلام و قوه استدلالیه اش به انتشار امر جدید پرداخت و بسیاری توسط او به آئین جدید مومن شدند.

حتی در اشعار شور انگیز طاهره، شور و شوق وافرش به این ظهور جدید نمودار است که از رستاخیز جدیدی خبر می دهد:


ای عاشقان ای عاشقان شد آشکارا وجه حق
رفع حجب گردید هان از قدرت رب الفلق

خیزید کایندم بابها ظاهر شده وجه خدا
بنگر به صد لطف و صفا آن روی روشن چون شفق


و یا در جایی دیگر می سراید:

طلعات قدس بشارتی که جمال حق شده برملا
بزن ای صبا تو به ساحتش به گروه غم زدگان صلا

هله ای طوائف منتظر ز عنایت شه مقتدر
مه مستتر شده مشتهر متبهیا متجلجلا


طاهره آن چنان مفتون و واله و شیفته آئین جدید ربِانی و حضرت اعلی شد که وجود خود را فراموش کرده و در نهایت محویت و فنا، آرزوی فدای جان در راه معبودش را می کند. او غرق در انوار شمس ظهور جدید گردید و زندگی روحانی جدیدی یافت و خلق بدیع شد. دل طاهره از انوار عشق به تجلی آمده و سراپای وجودش مملو از عشق به معبود شد و طلوع شمس حقیقت را به چشم سر و سّر مشاهده نمود.

چنانچه، پروفسور یوسف سلیم چشتی می نویسد:"طاهره با انسان فانی عشق نداشت او عاشق آئین خویش بود و تا دم آخرین مسلک خود را تبلیغ می کرد.هیچ قوه ای او را از مقصد حیات باز نداشت."


ای بسر زلف تو سودای من
وز غم هجران تو غوغای من

لعل لبت شهد مصفای من
عشق تو بگرفت سراپای من


من شده تو آمده بر جای من


گنج منم بانی مخزن توئی
سیم منم صاحب معدن توئی

دانه منم صاحب خرمن توئی
هیکل من چیست اگر من توئی


گر تو منی چیست هیولای من


آتش عشقت چو بر افروخت دود
سوخت مرا مایه هر هست و بود


کفر و مسلمانیم از من ز دود
تا به خم ابرویت آرم سجود


فرق نه از کعبه کلیسای من


شیفته حضرت اعلا ستم(20)
عاشق دیدار دلاراستم

راهروی وادی سودا ستم
از همه بگذشته تو را خواستم



پر شده از عشق تو اعضای من


عشق علم کوفت به ویرانه ام
داد صلا بر در جانانه ام

باده حق ریخت به پیمانه ام
از خود وعالم همه بیگانه ام

حق طلبد همت والای من


ساقی میخانه بزم الست
ریخت به هر جام چو صهبا ز دست

ذره صفت شد همه ذرات پست
باده ز ما مست شد و گشت هست

از اثر نشئه صهبای من

عشق به هر لحظه ندا می کند
بر همه موجود صدا می کند

هر که هوای ره ما می کند
گر حذر از موج بلا می کند

پا ننهد بر لب دریای من


در هر صورت، طاهره پس از شنیدن ندای ظهور حضرت باب، به کلمه مبارکه " رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیاً ینَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا "، ناطق شده و به شرف ایمان نائل آمد.


قرةالعین، توسط شوهر خواهرش مکتوبی سر به مهر برای قائم موعود ارسال کرده و در آن به حقانیت آنحضرت اقرار می کند و همچنین از شوهر خواهرش خواهش می کند که یک بیت شعر هم از قبل او به حضور مبارک آن حضرت عرض نماید:

لمعات وجهک اشرقت و شعاع طلعتک اعتلی
زچه رو الست بربکم نزنی بزن که بلی بلی


سپس، طاهره از طرف حضرت باب جزو حروف حیّ، مومنین اولیه به آنحضرت که 18 نفر بودند، محسوب می شود.


در اثبات حقانیت ادعای حضرت باب آثاری از طاهره به یادگار مانده است: " زیرا که سبک شمرده اند امر عظیمی را که رب عظیم، عظیم شمرده و خیال نمودند که حق و سنت متبدله او همان است که در نزد ایشان مشهود و هویدا است ... دست پروردگار بسته نیست ..."

همچنین می نویسد: " شناختن حجت الله بدیده سر نیست و شتافتن به سوی او به پا و دست ظاهریه نیست و حجیت آیات حجت الله درکش به مدارک شهودیه که حاضر در نزد انسان باشد نیست".

طاهره به شهادت کلام الله مجید که آیات الهی نازله بر پیامبران را دلیل حقانیتشان قرار داده اند: " أَوَلَمْ یكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ " (عنکبوت، 51)، یعنی آیا کافی نیست که ما بر تو کتاب (آیات الله) نازل فرموده ایم، آیات وحیانی حضرت باب را حجت قرار داده و می گوید: " و حجت و بینه ایشان ... علی الانام تفسیر مبارک و صحیفه مکنونه می باشد ... و ما کان لرسول ان یأتی بآیة الا باذن الله". (21)


همچنین، طاهره به مقام حضرت بهاءالله پی برده بود و به گفته نبیل زرندی: " حضرت طاهره به یقین مُبین به عظمت مقام حضرت بهاءالله مطلع و معترف بود ..."، که این بیت از یکی از قصائد طاهره، خود شاهد این مدعاست:

شمس ابهی جلوه گر گردید و جان عاشقان
در هوای طلعتش چون ذره رقصان آمده


طاهره در اجتماع بدشت، در تاریکترین عصر تاریخ ایران کشف حجاب نمود، که این خود پیامی در راستای پایان دوره قدیم و شروع عصر جدید بوده، و اعلان استقلال شریعت حضرت باب از شریعت اسلام، بر پایه احکام و تعالیم جدید این آئین آسمانی می باشد.

ماجرای حاضر شدن او بدون حجاب در جمع پیروان برگزیده حضرت باب معروف است؛ این اقدام باعث شد كه عده‌ای او را یكی از اولین قهرمانان ایرانی جنبش زنان معرفی كنند. در نزد بابیان و بهائیان حجاب، به شكلی كه در اسلام رایج است، مطرح نیست و افراد در انتخاب نوع پوشش خود آزادند، زیرا در اعتقاد بابی و بهائی رعایت اصول اخلاقی مانند عفت و پاكدامنی ارتباطی با نوع پوشش اشخاص ندارد. به هر حال این كار غیر متعارف طاهره در ایران آن زمان اقدام متهورانه‌ای بود كه از اعتقادش نشأت می‌گرفت و نشانه شور و جنبش و حرارت وی در اعتقادش بود. (22)


خانم ماریانا هاینیش (Marianna Hainisch) که مادر یکی از رؤسای جمهور اطریش است در سال 1925 گفت: " قرةالعین قزوینی بزرگترین زن نمونه در زندگی من بشمار می رود. در هفده سالگی برای اولین بار نام و شرح شهادت او را شنیدم و با خود اندیشیدم آنچه که طاهره به قیمت جان خود برای زنان ایرانی انجام داد من هم باید برای زن های اطریشی انجام بدهم". در اطریش هیچ زنی به اندازه خانم ماریانا هاینیش برای پیشبرد سطح معلومات و آزادی زنان زحمت نکشیده است.


باری، طاهره در سن 36 سالگی در شهر طهران به خاطر گرویدن به آئین بابی به دستور حكومت به قتل رسید. حتی، " ناصرالدین شاه که شدیدا تحت تأثیر جمال و جذبه طاهره قرار گرفته بود در نامه ای خطاب به طاهره ابراز می کند، اگر طاهره از پیروی دیانت حضرت باب سر باز زند و به جامعه اسلامی باز گردد او را بانوی نخست (سرپرست بانوان حرم) دربار خویش می سازد. طاهره در رد این تقاضا یک بیت از اشعارش را پشت نامه شاه نوشته و برای او ارسال می کند:

تو و ملک و جاه سکندری من و رسم و راه قلندری
اگر آن خوش است تو در خوری وگر این بد است مرا سزا


شاه پس از خواندن بیت مذکور که به حقیقت پاسخ منفی طاهره بود از تهور وی در شگفت گشت و گفت که تاریخ بانوئی چون طاهره را در خاطر نداشته و ندارد ...(23)

در باغی در خارج دروازه شهر طهران دستمال ابریشمین در حلقش فرو نمودند و شاید هنوز آثار حیات در او باقی بود که جسدش را به چاهی در افکندند و با خاک و سنگ انباشتند". (24)

پرفسور ادوارد براون، شرق شناس معروف انگلیسی و استاد دانشگاه کمبریج می نویسد: " ... اگر آئین بابی فاقد دلیل دیگری بر اثبات عظمت خود بود همین کافی بود که قهرمانی چون قرةالعین آفریده بود"(25)

ابیاتی چند، از شعر مذکور خطاب به ناصرالدین شاه، در اینجا ذکر می شود، و لیکن " آنچه مسلم است قرةالعین گذشته از مقامات علمی و فضائل و کمالات ادبی و اخلاقی و تحصیلات عالیه فلسفی فطرتاً و موهوباً دارای قریحه ای سرشار و روان و ذوقی لطیف و سلیم و طبعی وقاد و توانا در سرودن اشعار بوده است و در زبانهای عربی و فارسی در بحور و الحان مختلفه بکمال راحتی و آسانی شعر می گفته است"(26)

جذبات شوقك الجمت بسلاسل الغم والبلاء
همه عاشقان شكسته دل كه دهند جان به ره ولا

اگر آن صنم ز ره ستم پی كشتنم بنهد قدم
لقد استقام بسیفه و لقد رضیت بما رضی

سحر آن نگار ستمگرم قدمی نهاد به بسترم
واذا رأیت جماله طلع الصباح کانما

نه چو ذلف غالیه بار او نه چو چشم فتنه شعار او
شده نافه ای بهمه ختن شده کافری به همه ختا


تو که غافل ازمی و شاهدی پی مرد عابد و زاهدی
چه کنم که کافر و جاحدی زخلوص نیت اصفیا

به مراد زلف معلقی پی اسب و زین مغرقی
همه عمر منکر مطلقی ز فقیر فارغ و بینوا


تو و ملک و جاه سکندری من و رسم و راه قلندری
اگرآن خوش است تو درخوری و گر این بد است مرا سزا

بگذر ز منزل ما و من بگزین به ملک فنا وطن
فاذا فعلت بمثل ذا فلقد بلغت بما تشاء

باری، طاهره با توجه به تبعیض علیه زنان در آن دوران و محرومیت از حضور زنان در عرصه اجتماعی، در علم و دانش گوی سبقت را ربود تا بدانجا که کسانی چون کنت دو گوبینو (Comte De Gobineau)، فیلسوف و نویسنده شهیر فرانسوی طاهره را " سرآمد علمای زمان" و "اعجوبه عصر" می شمارد و دکتر الوردی، استاد جامعه شناسی دانشگاه بغداد معتقد است که: " طاهره متعلق به زمان خود نبود و حداقل صد سال زود آمده بود. شاید اگر در عصر ما ظاهر گشته بود بزرگترین بانوی سده بیستم مسیحی بود"(27).

شاید توصیف زیر وصف الحال موقعیت زنان آن دوران باشد: شاهزاده خانم تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه در خاطرات خویش می نویسد: زنان ایرانی از حشر با انسانها محرومند و با جانوران محشورند. آزادی آنان تنها در گریه کردن در لباس سیاه عزاست و یا آنگاه که کفن سفید بر تنشان میکنند. (28)

از سوی دیگر، اجحاف حقوق زنان از وجوه تاریک و شرم آور تاریخ جامعه بشری، من جمله ایران، بوده و قیام طاهره تاکیدی بر نقش غیر قابل انکار زنان و به رسمیت شناساندن هویت آنان در اجتماع می باشد-- پیامش مبارزه علیه تحقیر و تبعیض جنسی و همچنین سنن و قیود موجود آن زمان علیه زنان، و تاکیدش بر بهبود وضع زنان و تحقق برابری حقوق زنان و مردان می باشد و در واقع قیام طاهره را می توان نقطه عطفی در تاریخ مبارزه زنان ایرانی محسوب کرد.


محکوم شود ظلم به بازوی مساوات
معدوم شودجهل ز نیروی تفرّس

گسترده شود در همه جا فرش عدالت
افشانده شود درهمه جا تخم تونّس

اما نیرویی که محرک قیام طاهره در این راه بود از ایمان او به ظهور جدید نشأت گرفت. بیت العدل اعظم در پیام 20 جون 2008 می نویسد: " طاهره آن شیرزن بی مثیل تاریخ ایران، در سال 1227 شمسی، زمانی که فعالیت های مربوط به بهبود اوضاع اجتماعی زنان در بعضی از نقاط عالم تازه در حال نضج گرفتن بود، شجاعانه به دفاع از آزادی زنان قیام نمود." در همان پیام تصریح شده است که طاهره از تعالیم ظهور جدید جهت برقراری تساوی حقوق زن و مرد الهام گرفته و ماهیت قیام طاهره بر اساس " حقیقتی روحانی و همگانی و جنبه ای از ماهیت نوع انسان است".


در خاتمه، با بخشی از پیشگفتار کتاب حضرت طاهره، تألیف جناب نصرت الله محمد حسینی، این مطلب را به پایان می رسانیم: " نماد ماهیت و قدرت روح تحول و تغییر در نهاد بانوی هشیار و آگاهی می باشد که در بطن یک جامعه متحجّر و کوتاه بین، رشد می نماید و مانند ستونی از نور از چاه قیودات کهنه به آسمان وسیع رفیع پرتو می افکند و در بحبوحه مذلت و خواری همجنسان خود شِمای حقیقی استعدادهای نهفته یک زن پرده نشین را در محافل و مجالس مردان فاضل و دانشمند زمان به منصه ظهور می رساند".(29)


اگر به باد دهم زلف عنبر آسا را
اسیر خویش کنم آهوان صحرا را

وگر به نرگس شهلای خویش سرمه کشم
به روز تیره نشانم تمام دنیا را

برای دیدن رویم سپهر هر دم صبح
برون بر آورد آئینه مطلّا را

گزار من به کلیسا اگر فتد روزی
بدین خویش برم دختران ترسا را


منابع و مأخذ

--------------------------------------------------------------------------------

1. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 4.

2. همان مأخذ، ص 158.

3. معین الدین محرابی، قرةالعین شاعره آزادیخواه و ملی ایران، نشر رویش، کلن، آلمان، ص 55 -56.

4. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 159.

5. همان مأخذ، ص 365.

6. همان مأخذ، ص 300.

7. همان مأخذ، ص 350.

8. همان مأخذ، ص 158.

9. همان مأخذ، ص 158.

10. همان مأخذ، ص 159.

11. معین الدین محرابی، قرةالعین شاعره آزادیخواه و ملی ایران، نشر رویش، کلن، آلمان، ص 56.

12. همان مأخذ، ص 56.

13. دکتر علی محمد افروخته، عقائد بعضی از دانشمندان جهان درباره دیانت بهائی، ص 22 – 23.

14. ابوالقاسم افنان، چهار رساله تاریخی درباره طاهره قرةالعین، ص 15.

15. جزوه آیین جهانی، صفحه 24.

16. محمد علی فیضی، حضرت نقطه اولی، ص 32.

در کتاب مهدی موعود آمده است: ابن ماجه این حدیث حسن و صحیح را که ثقات محدثین نقل کرده اند در کتاب سنن از عبدالله بن حارث بن جزء زبیدی روایت نموده که پیغمبر (ص) فرمود: مردمی از جانب مشرق قیام نمایند و سلطنت را برای مهدی آماده سازند.

همچنین، در آیه 148 سوره بقره آمده است: فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ یعنی، پیش گیرید اعمال نیک را هر جا که باشید، خداوند همه شما را خواهد آورد. چه خداوند بهر چیزی تواناست.

در غیبت نعمانی از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت نموده که فرمود: این آیه درباره قائم آل محمد و یاران او نازل شده و آنها پیش از آنکه موقع آمدنشان معلوم گردد اجتماع می کنند.

17. حضرت عبدالبهاء، تذکرة الوفا، ص 186.

18. فاضل مازندرانی، ظهور الحق، جلد 3، ص 313.

19. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 4.

20. حضرت اعلی از القاب حضرت باب می باشد.

21. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 398.


آیه 16 سوره شوری، پس از آنکه خلق دعوت حق را اجابت کنند برهان و حجت محاجین را باطل شمرده: وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ، یعنی آنان که در دین خدا جدل و احتجاج می کنند پس از آنکه خلق دعوت او را پذیرفتند حجت آنها نزد خدا لغو و باطل است و بر آنها قهر و غضب و عذاب سخت خواهد بود.

22. مقاله طاهره قرةالعین، نوشته نوین در سایت نقطه نظر.

23. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 300.

24. همان مأخذ، پیش گفتار.

25. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 4.

26. ابوالقاسم افنان، چهار رساله تاریخی درباره طاهره قرةالعین، ص 85.

27. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، ص 5.

28. همان مأخذ، ص 92.

29. نصرت الله محمد حسینی، حضرت طاهره، پیشگفتار.

لینک مطلب:
http://www.negah28.info/index.php?option=com_content&task=view&id=909&Itemid=24

۱۳۸۷-۰۷-۲۶

خانۀ محبّت

آشیانهء محبّت
خانۀ محبّت

" زوج و زوجه باید الفتشان، جسمانی ِ محض نباشد بلکه الفت روحانی و ملکوتی باشد. این دو نفس، حکم یک نفس دارند."
(حضرت عبدالبهاء)

در قدیم، اگر احتیاج مرد به زن بیشتر به خاطر شستن و پختن و روفتن و دوختن و بچه داری بود و احتیاج زن به مرد برای تامین معیشت و لوازم تربیت و خرید ملک و املاک و عهده داری کارهای سنگین، امروزه استانداردهای مهمتر و دقیق تری در این مورد مطرح است. حال، به علت تغییر وجهه جامعه و پیشرفت علم و صنعت و فراهم بودن انواع وسایل خانگی و تسهیلات موجوده در معیشت، نه مرد آنقدرها محتاج است به انجام امور خانه داری و نه زن آنقدرها محتاج به آنچه منحصر است به عالم مرد و مردانگی.

امروزه صحبت از حیات پرنده ای است که لازم است با دو بال هم وزن و هم افق حرکت کند تا خوب پرواز کند و ساقط نشود. لذا شاخص های دیگری در نظر گرفته می شود که در عین همراهی با جامعه و مظاهر مترقی آن، گرایش اصلیش تطابق با معیارهای روحانی و معنوی می باشد تا آن دوام و بقای لازمه را برای یک زندگی زیبای مشترک تضمین نماید.

اما مسئله دقیق و حسّاس این است که چه زن و مرد، شایسته است که فقط اعمال و رفتار شخص خود را با تعالیم روحانیه وفق دهد و نه افعال همسرش را. صرف نظر از مواردی استثنائی و گذشته از تضادهای جزئی کم اهمیت که متاسفانه به عللی ریشه کرده، به مرور زمان بزرگ شده و روابط بین زن و شوهر را معرض خطر جدی قرار می دهد، هیچ بعید نیست که قسمت اعظم علل پیدایش طلاق در بین دوستان، همین امر باشد که هر طرف بگوید " مگر نفرموده اند چنین و چنان باشید، پس او چرا چنین نیست؟" و یا " مگر حق نفرموده چنین و چنان نکنید، پس او چرا می کند؟"

به علاوه، نکته بسیار مهمی که اغلب نسبت به آن توجه کافی مبذول نمی گردد، فقدان مشورت و مصاحبت دوستانه بین زن و شوهر است. چه بسا اختلافات جزئیه و ساده که در همان ابتدا می شود با صحبت و محبت و ترتیب دادن ساعات مشورت و رعایت ملایمت برطرف کرد. اما غالباً در دل باقی مانده و به مرور به هیولائی مبدل می گردد که کشتن و از بین بردنش چندان ساده و آسان نیست.

بی تردید زندگی سرشار از مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی است که هر کدام به تنهایی و یا به یاری هم می توانند حیات ما را تلخ نمایند و باید توجه نمود که خانه و خانواده جائی است که اثرات این فشارها در آن خودنمائی کرده و طلب تسلی می نماید. درک موقعیت، مشکلات، احساسات و شرایط افرادی که در یک خانه با هم زندگی می کنند، مسئله مهمی است.

در روابط روزمره زندگی معمولاً میان زن و شوهر اختلافات و مسائل جزئی پیش می آید. یک همسر شایسته و عاقل می تواند با گذشت و فداکاری و صبر و بردباری در رفع اختلافات و مسائل جزئی بکوشد صلح و آرامش را در محیط خانه و خانواده برقرار سازد زیرا خانه محیطی است که کلیه افراد خانواده باید در آن احساس آسایش و آرامش کنند و به این منظور زن و مرد هیچکدام در خانه نباید نقش فرمانده را بازی کنند و جملاتی از قبیل (من این موضوع را به تو گفته بودم!) به کلی مطرود و اجتناب از آن لازم است.

بر عکس، همسر خوب باید خود را چون سرباز فداکاری بداند که در راه اعتلاء سطح زندگی افراد خانواده از لحاظ مادی و معنوی مُجدّانه می کوشد و بدین وسیله به همسر خود تفهیم می نماید که او را به خاطر صفات انسانیش دوست می دارد.

دیگر آنکه هیچگاه بدون رعایت احتیاط، همسر خود را به باد انتقاد نمی گیرد. در چنین مواردی باید توجه داشت که طرف مقابل در موقعیت مناسبی باشد و اعصاب وی هم تحمل چنین مشورتی را داشته باشد و در ضمن یک همسر عاقل و هوشیار برای انتخاب لحظات ارائۀ خواسته هایش نیز اهمیت فوق العاده قائل است.

به طور کلی خانواده موفق، خانواده ای است که هر یک از اعضای خود را در شرایط دشوار، تسلی داده و نقش آرام بخشی برای آنان ایفا نماید و مأمنی برای افراد خانواده باشد. اگر مابین اعضای یک خانواده همدلی نباشد و یکدیگر را تسلی ندهند، در آن خانواده به تدریج صحبت ها، خنده ها و شوخی هائی که باید موجب دلگرمی و رشد روحی اعضای آن شود به سکوت های طولانی و مکالمات تلگرافی، آن هم فقط برای رفع نیازهای ضروری مبدّل شده و هر یک از آنان مصداق این بیت شعر می گردند:

هر که او از همزبانی شد جدا
بی نوا شد گر چه دارد صد نوا

و آن گاه هر یک به دنبال همزبانی دیگر در جائی غیر از کانون خانواده خواهند گشت. در این میان جوانان بی گناه همان هایی هستند که بیش از همه در معرض خطر مواجهه با معاشراتی ناباب می باشند که از سرخوردگی آنها سود می جویند و از مسیر صواب منحرف می کنند.

همه انسان ها از کودک خردسال گرفته تا افراد کهنسال به نوازش نیاز دارند. این نوازش می تواند دست پدری باشد که بر سر فرزند خود می کشد یا می تواند دلجوئی کردن زن از همسر خویش و یا می تواند پرسیدن احوال قلب مریض مادربزرگ باشد و یا گفتن یک خسته نباشید و یا دستتان درد نکند از جانب فرزند به پدر و مادر خویش.

خانه و خانواده باید سراشار از محبت باشد. چنانچه:

" ... هر کس قدم گذارد، روح صفا و نزهت احساس نماید و بی اختیار برآوَرَد که اینجا خانه محبّت است، اینجا کاخ محبّت است، اینجا آشیانۀ محبّت است." ( حضرت عبدالبهاء)

از جمله شروطی که درخت محبت را در هر خانه ای بارور می نماید ابراز آن می باشد و این کار، تنها با گفتن کلمه دوستت دارم، نیست. توجه به علائق خاص و عادات روزمرّه هر فردی از افراد خانواده، جلوه ای از نوازش و ابراز محبت است.

اگر برای تولد همسرتان، کادوئی هر چند ناچیز و کم قیمت تهیه نمائید، ابراز محبّت نموده اید. اگر دختر شما به مطالعه در محیط ساکت عادت دارد، خاموش نمودن یا کم کردن صدای رادیو و تلویزیون هنگام مطالعه وی، ابراز محبت می باشد. اگر فرزند کوچک خانواده به بازی با شما علاقه دارد، بازی کردن با او هنگام فراغت، هر چند خسته باشید به او ثابت می نماید که دوستش دارید.

اگر شوهر شما مایل است بعد از غذا چای بنوشد زمانی که به خانه وارد می شود، شنیدن قل قل سماور، آهنگی است که نوای محبت را در گوش او زمزمه می کند و در می یابد به جائی قدم گذارده که او را دوست دارند و برای خواسته هایش احترام قائلند.

اگر فرزند به مادرش در کارهای منزل کمک می نماید و یا هنگام ورود پدر به منزل، به او خسته نباشید گفته و کت و کیفش را از دست او بگیرد، ابراز محبتی است که به والدین خود روا داشته است.

اگر یکی از اعضای خانواده حتی پدر بزرگ و مادر بزرگ چند روز قبل، از درد مختصری در پشت یا قسمت دیگر بدن شکایت نموده، سوال از احوال وی به طراوت روابط شما می افزاید. اگر فرزند شما از فیلمی تعریف می نماید که دوستانش به دیدن آن رفته اند، بردن او به دیدن همان فیلم و صرف وقت برای این کار سرمایه است که پیوند شما و فرزندتان را تا مدتی تضمین می نماید.

بنابراین درک متقابل و علاقمندی به خواسته های افرادی که به آنها در یک خانه زندگی می کنیم، به بهترین نحو ممکن محبت شما را نشان می دهد و فضای خانه را روشن کرده و عمل ما زبان درون ما می گردد. محبت و دوستی، همانند گلی است که مرتباً نیاز به آبیاری دارد و الّا گل مانند زندگی هائی که با عشق شروع شده و به سردی می گراید، خشک خواهد شد.

خلاصه کلام آنکه وجود ما به واسطه وجود آنهائی که دوستشان داریم و دوستمان دارند، معنی و مفهوم می یابد اگر آنها را بی ارزش کنیم خود را بی ارزش نموده ایم و اگر به آنها قدرت بخشیم، به ما قدرت خواهند بخشید و اگر آنها را درک کنیم و تسلّی دهیم تسلّایمان خواهند داد. ما بدون وجود و ارتباط با دیگران مفهومی نداریم و زمانی وجود پیدا خواهیم کرد که همدیگر را حس کینم و به یکدیگر محبت نمائیم. این است آن چیزی که افراد یک خانواده، اعضای یک جامعه و ملّت های دنیا را ارتباط حقیقی خواهد بخشید و ضامن سعادت مادی و معنوی خواهد بود.

اقتباس از: گلستان جوانی، ص 257 و ترانه امید شماره دوم سال 27

۱۳۸۷-۰۷-۱۷

پیمان‌نامه‌ حقوق كودك

روز جهانی کودک
پیمان‌نامه‌ حقوق كودك

(به مناسبت روز جهانی کودک)

مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بیستم نوامبر 1989

مقدمه
كشورهای عضو پیمان‌نامه‌ی حاضر،

با توجه به این كه طبق اصول اعلام شده در منشور سازمان ملل متحد، شالوده‌ی آزادی، عدالت و صلح جهانی همانا به رسمیت شناختن منزلت ذاتی و حقوق مساوی و غیر قابل انكار همه‌ی اعضای خانواده‌ی بشری است،

با در نظر داشتن این كه مردم ملل متحد اعتقاد خود به حقوق اساسی بشر و منزلت و ارزش انسان را در منشور سازمان ملل متحد مورد تایید مجدد قرار داده‌اند و عزم راسخ دارند رشد اجتماعی و سطح زندگی بهتر توأم با آزادی‌های گسترده‌تر را ترویج نمایند،

با اذعان به این كه سازمان ملل متحد در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و در میثاق‌های بین‌المللی مربوط به حقوق بشر اعلام و موافقت نموده است كه همگان، بدون هرگونه تبعیض از نظر نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و دیگر عقاید، منشاء ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد یا سایر خصوصیات، سزاوار كلیه حقوق و آزادی‌های مندرج در اسناد مذكور هستند،

با یادآوری این كه سازمان ملل متحد در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر اعلام نموده است كه دوران كودكی مستلزم مراقبت و مساعدت ویژه است‏،

با اعتقاد به این كه خانواده، به عنوان گروه بنیادین جامعه و محیط طبیعی رشد و رفاه كلیه‌ی اعضای آن و به ویژه كودكان، باید از حمایت و مساعدت لازم برخوردار شود به نحوی كه بتواند مسئولیت‌هایش را در جامعه كاملا برعهده گیرد،

با اذعان به این كه كودك برای رشد كامل و هماهنگ شخصیت خود باید در محیط خانوادگی، و در فضایی (مملو) از خوشبختی، محبت و تفاهم رشد یابد،

با توجه به این كه كودك باید برای زندگی فردی در اجتماع آمادگی كامل پیدا كند و در سایه‌ی آرمان‌های اعلام شده در منشور سازمان ملل متحد و به ویژه صلح، عزت، مدارا، آزادی، برابری و همبستگی بزرگ شود،

با در نظر داشتن این كه ضرورت ارایه مراقبت ویژه برای كودك در اعلامیه‌ی حقوق كودك ژنو مورخ 1924 و در اعلامیه‌ی حقوق كودك مصوب مجمع عمومی در بیستم نوامبر 1959 تصریح گردیده و در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و در میثاق بین‌المللی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی (به ویژه مواد 23 و 24)، در میثاق بین‌المللی مربوط به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (به ویژه ماده 10) و در اساسنامه‌ها و اسناد سازمان‌های تخصصی و سازمان‌های بین‌المللی مرتبط با رفاه كودكان به رسمیت شناخته شده است،

با در نظر داشتن این كه همان گونه كه در اعلامیه‌ی حقوق كودك تصریح گردیده «كودك به دلیل عدم رشد كامل جسمی و ذهنی، قبل از تولد و نیز پس از آن نیازمند محافظت و مراقبت ویژه، از جمله حمایت حقوقی مناسب است«،

با یادآوری مفاد اعلامیه‌ی اصول اجتماعی و حقوقی مربوط به حمایت و رفاه كودكان با اشاره‌ی خاص به امر نگهداری توسط خانواده‌ی جایگزین، فرزندخواندگی ملی و بین‌المللی، مقررات سازمان ملل مبتنی بر حداقل ضوابط برای دادرسی ویژه كودكان (مقررات پكن)، و اعلامیه‌ی حمایت از زنان و كودكان در شرایط اضطراری و مخاصمات مسلحانه،

با اذعان به این كه در تمام كشورهای جهان كودكانی هستند كه در شرایط فوق‌العاده دشوار زندگی می‌كنند و این گونه كودكان نیازمند توجه ویژه است ،

با توجه به اهمیت سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگی هر یك از ملل در مورد حمایت و رشد هماهنگ كودك، با اذعان به اهمیت همكاری‌های بین‌المللی برای بهبود شرایط زندگی كودكان در همه‌ی كشورها، به ویژه در كشورهای در حال رشد، به شرح زیر توافق نموده‌اند:

بخش اول:

ماده‌ی 1
از نظر پیمان‌نامه‌ی حاضر منظور از كودك هر انسان دارای كمتر از 18 سال سن است، مگر این كه طبق قانون قابل اعمال در مورد كودك، سن قانونی كمتر تعیین شده باشد.

ماده‌ی 2
1- كشورهای عضو، حقوق مندرج در پیمان‌نامه‌ی حاضر را برای هر یك از كودكانی كه در حوزه‌ی قضایی آنها می‌باشند بدون هرگونه تبعیض و بدون توجه به نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و سایر عقاید، منشاء ملی، قومی یا اجتماعی، دارایی، معلولیت، تولد یا سایر خصوصیات كودك یا والدین یا سرپرستان قانونی او محترم شمرده و تضمین خواهند كرد.

2- كشورهای عضو همه‌ی اقدامات مقتضی را جهت تضمین حمایت از كودك در مقابل كلیه‌ی اشكال تبعیض یا مجازات بر اساس وضعیت، فعالیت‌ها، عقاید ابراز شده، یا اعتقادات والدین، سرپرستان قانونی یا اعضای خانواده كودك به عمل خواهند آورد.

ماده‌ی 3
1- در كلیه‌ی اقدامات مربوط به كودكان كه توسط مؤسسات رفاه اجتماعی دولتی یا خصوصی، دادگاه‌ها، مقامات اجرایی یا نهادهای قانونگذاری به عمل می‌آید، منافع عالیه‌ از اهم ملاحظات است.

2- كشورهای عضو متعهد می‌شوند حمایت و مراقبتی كه برای رفاه كودك ضروری است را با توجه به حقوق و تكالیف والدین، سرپرستان قانونی، یا دیگر اشخاصی كه به طور قانونی مسئول كودك هستند، تضمین نمایند و در این راستا كلیه‌ی اقدامات قانونی و اجرایی لازم را به عمل خواهند آورد.

3- كشورهای عضو اطمینان حاصل خواهند كرد كه مؤسسات، خدمات و دستگاه‌های مسئول مراقبت و حمایت از كودكان، به ویژه در زمینه‌های ایمنی، بهداشت، از حیث تعداد و مناسب بودن كاركنان و نیز نظارت شایسته، با معیارهایی كه توسط مقامات واجد صلاحیت مقرر شده است منطبق باشند.

ماده‌ی 4
كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات قانونی، اجرایی و سایر اقدامات مقتضی را برای تحقق حقوقی كه در پیمان‌نامه‌ی حاضر به رسمیت شناخته شده است معمول خواهند كرد.در مورد حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، كشورهای عضو اقدامات مذكور را با به كارگیری حداكثر منابع موجود خود، و در صورت لزوم، در چارچوب همكاری‌های بین‌المللی به عمل خواهند آورد.

ماده‌ی 5
كشورهای عضو مسئولیت‌ها، حقوق و تكالیف والدین، یا بر حسب مورد,اعضای خانواده گسترده مطابق عرف مرسوم هر منطقه، سرپرستان قانونی یا سایر اشخاصی كه به طور قانونی مسئول كودك هستند را در هدایت و ارایه راهنمایی‌های مقتضی به روشی هماهنگ با توانایی‌های بالنده‌ی كودك در راستای اعمال حقوق مندرج در پیمان‌نامه‌ی حاضر توسط كودك، محترم خواهند شمرد.

ماده‌ی6
1- كشورهای عضو حق ذاتی تمام كودكان را برای زندگی به رسمیت می‌شناسند.

2- كشورهای عضو بقاء و رشد كودك را تا حد امكان تضمین خواهند كرد.

ماده‌ی7
1- تولد كودك باید بلافاصله پس از به دنیا آمدن او ثبت شود و كودك از بدو تولد از حق داشتن نام، حق كسب تابعیت و تا حد امكان از حق شناختن والدین و قرار گرفتن تحت مراقبت آنان برخوردار خواهد بود.

2- كشورهای عضو اعمال حقوق مذكور را مطابق با قوانین داخلی خود و تعهدات ناشی از اسناد بین‌المللی مربوطه در این زمینه، به ویژه در مواردی كه عدم اعمال این حقوق موجب بی‌تابعیتی كودك شود، تضمین خواهند كرد.

ماده‌ی 8
1- دولت‌های عضو متعهد می‌شوند حق كودك برای حفظ هویت خود، از جمله تابعیت، نام و روابط خانوادگی را مطابق قانون و بدون مداخله‌ی غیرقانونی محترم بشمارند.

2- در مواردی كه كودك به صورت غیرقانونی از تمام یا برخی از حقوق مربوط به هویت خود محروم شود، كشورهای عضو حمایت و مساعدت مقتضی را برای استیفای سریع هویت او فراهم خواهند كرد.

ماده‌ی 9
1- دولت‌های عضو تضمین خواهند كرد كه كودك از والدین خود بر خلاف میل آنان جدا نشود، مگر در مواردی كه مقامات واجد صلاحیت مطابق قوانین و مقررات قابل اعمال و پس از بررسی‌های قضایی حكم دهند كه این جدایی برای تأمین منافع عالیه كودك ضروری است.چنین حكمی ممكن است در مواردی خاص، از قبیل سوءاستفاده از كودك یا بی‌توجهی به او توسط والدین، یا زمانی كه والدین جدا از یكدیگر زندگی می‌كنند و باید در مورد محل اقامت كودك تصمیم‌گیری شود، ضروری باشد.

2- در هر یك از دادرسی‌های مرتبط با بند 1 این ماده، باید به همه‌ی طرف‌های ذی‌نفع فرصت داده شود در دادرسی‌ها شركت كنند و نظرات خود را ابراز نمایند.

3- دولت‌های عضو حق كودك جدا شده از یك یا هر دو والد خود را برای حفظ روابط شخصی و تماس مستقیم و منظم با هر دو والد محترم خواهند شمرد مگر آن كه این امر مغایر با منافع عالیه‌ كودك باشد.

4- هرگاه این جدایی ناشی از اقدامات یك كشور عضو از قبیل بازداشت، حبس، تبعید، اخراج یا مرگ یك یا هر دو والد یا كودك (از جمله مرگی كه به هر دلیل در حین توقیف شخص توسط دولت روی می‌دهد) باشد، كشور عضو، بنا به درخواست، اطلاعات ضروری مربوط به محل اقامت عضو (یا اعضای) غایب خانواده را در اختیار والدین، كودك یا در موارد مقتضی، یكی دیگر از اعضای خانواده قرار خواهد داد، مگر آن كه ارایه این اطلاعات مخل رفاه كودك باشد.علاوه بر این، كشورهای عضو تضمین خواهند كرد كه تسلیم این درخواست فی‌نفسه تبعات نامطلوبی برای فرد (یا افراد) ذی‌نفع در پی نداشته باشد.

ماده‌ی 10
1- به موجب تعهدات ناشی از بند 1 ماده‌ی 9، كشورهای عضو درخواست كودك یا والدین او را برای ورود به یك كشور عضو یا خروج از آن به منظور پیوند مجدد خانواده، با نظر مثبت و به روشی انسانی و سریع بررسی خواهند كرد.كشورهای عضو علاوه بر این تضمین خواهند كرد كه تسلیم چنین درخواستی تبعات نامطلوبی برای درخواست‌كنندگان و اعضای خانواده‌ی آنان در پی نداشته باشد.

2- كودكی كه والدینش مقیم كشورهای مختلفی هستند حق دارد كه، جز در شرایط استثنایی، به صورت منظم روابط شخصی و تماس مستقیم خود را با هر دو والد حفظ نماید.به این منظور و مطابق با تعهدات كشورهای عضو به موجب بند 1 ماده‌ی 9، كشورهای عضو حق كودك و والدین او را برای ترك هر كشوری، از جمله كشور خود، و ورود به كشور خود محترم خواهند شمرد.حق ترك هر كشوری تنها مشمول محدودیت‌هایی است كه در قانون تصریح شده و برای حفظ امنیت ملی، نظم عمومی، بهداشت عمومی، اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی‌های دیگران ضروری است و با سایر حقوق مندرج در پیمان‌نامه‌ی حاضر منطبق است.

ماده‌ی 11
1- به منظور مبارزه با انتقال غیرقانونی كودكان به خارج از كشور و عدم بازگشت كودكان مقیم خارج، كشورهای عضو اقداماتی معمول خواهند داشت.

2- كشورهای عضو به همین منظور انعقاد توافق‌نامه‌های دو جانبه , چندجانبه و یا الحاق به توافق‌نامه‌های موجود را تشویق خواهند كرد.

ماده‌ی 12
1- كشورهای عضو تضمین خواهند كرد كه كودكی كه قادر به شكل دادن به عقاید خود است حق ابراز آزادانه‌ی این عقاید را در كلیه‌ی اموری كه به وی مربوط می‌شود داشته باشد و متناسب با سن و میزان رشد فكری كودك به نظرات وی اهمیت لازم داده شود.

2- به این منظور باید به ویژه برای كودك این فرصت فراهم شود تا بتواند در كلیه‌ی مراحل رسیدگی قضایی و اجرایی مربوط به خود مستقیما یا از طریق یك نماینده یا مرجع مناسب، به ورسی منطبق با مقررات آیین دادرسی در قوانین داخلی، اظهارنظر نماید.

ماده‌ی 13
1- كودك باید حق آزادی بیان داشته باشد.حق مذكور شامل آزادی جستجو، دریافت و ارایه اطلاعات و عقاید از هر گونه است، بدون توجه به مرزها، به طور شفاهی، كتبی، چاپ شده، به شكل آثار هنری، یا از طریق هر رسانه‌ای كه كودك انتخاب كند.

2- اعمال حق مذكور ممكن است منوط به برخی محدودیت‌ها باشد، لیكن این محدودیت‌ها باید تنها منحصر به مواردی باشد كه در قانون تصریح شده و به یكی از دلایل زیر ضروری است:

الف) برای رعایت حقوق و آبروی دیگران؛

ب) برای حفظ امنیت ملی، نظم عمومی، بهداشت عمومی یا اخلاق عمومی.

ماده‌ی 14
1- كشورهای عضو حق آزادی اندیشه، عقیده و مذهب را برای كودك محترم خواهند شمرد.

2- كشورهای عضو حقوق و تكالیف والدین، و بر حسب مورد سرپرستان قانونی را در هدایت كودك برای اعمال حقوق خود به روشی هماهنگ با توانایی‌های بالنده‌ی وی محترم خواهند شمرد.

3- آزادی آشكار ساختن مذهب یا اعتقادات تنها می‌تواند مشمول محدودیت‌هایی باشد كه در قانون تصریح شده و برای حفظ امنیت، نظم، بهداشت و اخلاق عمومی یا حقوق اساسی و آزادی‌های دیگران ضروری است.

ماده‌ی 15
1- كشورهای عضو حقوق كودك را در مورد آزادی اجتماعات و شركت در مجامع مسالمت‌آمیز به رسمیت می‌شناسند.

2- به غیر از محدودیت‌هایی كه در قانون تصریح شده و در یك جامعه دمكراتیك برای حفظ امنیت ملی یا عمومی، نظم عمومی، بهداشت عمومی، اخلاق عمومی یا حمایت از حقوق و آزادی‌های دیگران ضروری است، نباید هیچ گونه محدودیتی در اعمال حقوق مذكور ایجاد گردد.

ماده‌ی 16
1- در امور خصوصی، خانوادگی یا مكاتبات هیچ كودكی نباید مداخله‌ی خودسرانه یا غیرقانونی كرد یا به صورت غیرقانونی عزت و آبروی او را مورد تعرض قرار داد.

2- كودك حق برخورداری از حمایت قانون را در برابر این گونه مداخلات و تعرضات دارد.

ماده‌ی 17
كشورهای عضو به عملكرد مهم رسانه‌های گروهی واقف بوده و تضمین خواهند كرد كه كودك به اطلاعات و مطالب از منابع گوناگون ملی و بین‌المللی دسترسی داشته باشد، به ویژه اطلاعات و مطالبی كه هدف آنها ترویج رفاه اجتماعی، معنوی و اخلاقی و بهداشت جسمی و روانی كودك است.بدین منظور، كشورهای عضو اقدامات زیر را به عمل خواهند آورد:

الف) تشویق رسانه‌های گروهی به انتشار و پخش اطلاعات و مطالبی كه برای كودك از نظر اجتماعی و فرهنگی سودمند و مطابق با روح ماده‌ 29 باشد؛

ب) تشویق همكاری‌های بین‌المللی در زمینه‌ی تولید، مبادله و انتشار این گونه اطلاعات و مطالب از منابع گوناگون فرهنگی، ملی و بین‌المللی؛

پ) تشویق تولید و انتشار كتاب‌های كودكان؛

ت) تشویق رسانه‌های گروهی به بذل توجه خاص به نیازهای كودكان گروه‌های اقلیت یا بومی از نظر زبان؛

ث) تشویق تهیه‌ی رهنمودهای مناسب برای حمایت از كودك در برابر اطلاعات و مطالبی كه به رفاه وی آسیب می‌رساند با در نظر داشتن مفاد مندرج در مواد 13 و 18.

ماده‌ی 18
1- كشورهای عضو حداكثر تلاش خود را به كار خواهند بست تا این اصل كه هر دو والد در مورد پرورش و رشد كودك مسئولیت مشترك دارند به رسمیت شناخته شود.والدین، یا بر حسب مورد سرپرستان قانونی، مسئولیت عمده را در پرورش و رشد كودك بر عهده دارند.منافع عالیه‌ی كودك عمده‌ترین موضوع مورد توجه آنان خواهد بود.

2- به منظور تضمین و ترویج حقوق مندرج در پیمان‌نامه‌ی حاضر، كشورهای عضو مساعدت لازم را به والدین و سرپرستان قانونی در جهت ایفای مسئولیت‌هایشان برای پرورش كودك عرضه خواهند كرد و توسعه‌ی مؤسسات، تسهیلات و خدمات برای مراقبت از كودكان را تضمین خواهند نمود.

3- كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات لازم را به عمل خواهند آورد تا اطمینان حاصل نمایند حق كودكان دارای والدین شاغل برای برخورداری از خدمات و تسهیلات مربوط به نگهداری كودكان كه استحقاق آن را دارند، تضمین خواهند نمود.

ماده‌ی 19
1- كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل خواهند آورد تا از كودك در برابر كلیه‌ی اشكال خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا آزار، بی‌توجهی یا رفتار توأم با سهل‌انگاری، سوءرفتار یا بهره‌كشی، از جمله سوءاستفاده‌ی جنسی، در حین مراقبت توسط والد (یا والدین)، سرپرست (یا سرپرستان) قانونی یا هر شخص دیگری كه عهده‌دار مراقبت از كودك است، حمایت كنند.

2- این گونه اقدامات حمایتی باید بر حسب مورد شامل روش‌های موثر برای ایجاد برنامه‌های اجتماعی جهت فراهم نمودن پشتیبانی لازم از كودك و كسانی كه عهده‌دار مراقبت از كودك هستند و نیز پشتیبانی از دیگر شكل‌های پیشگیری و شناسایی، گزارش‌دهی، ارجاع، تحقیق، درمان و پیگیری موارد سوءرفتار با كودك كه قبلا ذكر گردید، و بر حسب مورد پشتیبانی از پیگرد قضایی، باشد.

ماده‌ی 20
1- كودكی كه به طور موقت یا دایم از محیط خانوادگی خود محروم شده است، یا كودكی كه به خاطر منافع عالیه‌اش نتوان به او اجازه داد كه در آن محیط باقی بماند، سزاوار حمایت و مساعدت ویژه از سوی دولت خواهد بود.

2- كشورهای عضو طبق قوانین داخلی خود برای این گونه كودكان مراقبت جایگزین را تضمین خواهند كرد.

3- چنین مراقبتی ممكن است از جمله شامل نگهداری توسط خانواده‌ی جایگزین، كفالت در قوانین اسلامی، فرزندخواندگی یا در صورت لزوم اسكان در مؤسسات مناسب برای مراقبت از كودكان باشد.هنگام بررسی راه‌حل‌ها، باید به مطلوبیت تداوم در پرورش كودك و نیز به پیشینه‌ی قومی، مذهبی، فرهنگی و زبانی كودك به طور شایسته‌ای توجه نمود.

ماده‌ی 21
آن دسته از كشورهای عضو كه نظام فرزندخواندگی را به رسمیت می‌شناسند یا آن را مجاز می‌دانند تضمین خواهند كرد كه منافع عالیه‌ی كودك مهم‌ترین نكته‌ی مورد توجه باشد و اقدامات زیر را به عمل خواهند آورد:

الف) تضمین این كه فرزندخواندگی تنها با مجوز مقامات واجد صلاحیتی صورت پذیرد كه مطابق با قوانین و مقررات قابل اعمال و بر اساس اطلاعات موثق و قابل اطمینان تعیین می‌كنند كه با توجه به وضعیت كودك در ارتباط با والدین، خویشاوندان و سرپرستان قانونی، فرزندخواندگی جایز است و در صورت لزوم اشخاص ذیربط رضایت آگاهانه‌ی خود را در مورد فرزندخواندگی بر اساس مشاوره‌های مقتضی اعلام كرده‌اند؛

ب) فرزندخواندگی در كشورهای دیگر را به عنوان روش دیگری برای مراقبت از كودك در مواردی كه امكان سپردن كودك به عنوان فرزندخوانده به یك خانواده یا یافتن هیچ گونه روش مناسبی برای مراقبت از كودك در كشور متبوع وی وجود ندارد، به رسمیت خواهند شناخت؛

پ) تضمین برخورداری كودكی كه در كشوری دیگر به فرزندخواندگی پذیرفته می‌شود از حمایت‌هاو معیارهایی كه در صورت فرزندخواندگی در كشور خود از آنها برخوردار می‌شد؛

ت) اتخاذ كلیه تدابیر مناسب به منظور حصول اطمینان از این كه فرزندخواندگی در كشور دیگر برای اشخاص ذیربط دربردارنده‌ی درآمدهای مالی نادرست نباشد؛

ث) ترویج اهداف ماده‌ی حاضر در موارد مقتضی از طریق انعقاد قراردادها یا اتخاذ تدابیر دو یا چند جانبه و در این چارچوب، تلاش برای حصول اطمینان از این كه فرزندخواندگی كودك در یك كشور دیگر تنها توسط مقامات یا نهادهای واجد صلاحیت صورت می‌پذیرد.

ماده‌ی22
1- كشورهای عضو اقدامات لازم را به عمل خواهند آورد تا تضمین شود كودكی كه متقاضی پناهندگی است یا طبق قوانین و مقررات بین‌المللی یا داخلی پناهنده محسوب می‌شود، اعم از این كه همراه والدین خود یا شخص دیگری باشد یا همراه نداشته باشد، از حمایت مناسب و مساعدت بشردوستانه در برخورداری از حقوق مندرج قابل اعمال در این پیمان‌نامه و در سایر اسناد بین‌المللی مربوط به حقوق بشر یا بشر دوستانه كه كشورهای عضو به آنها ملحق شده‌اند، بهره‌مند خواهد شد.

2- به این منظور كشورهای عضو، در مواردی كه مقتضی بدانند، در همه‌ی تلاش‌های سازمان‌ ملل متحد و نیز سایر سازمان‌های بین‌المللی یا غیردولتی ذیربط كه با سازمان ملل همكاری می‌كنند جهت مساعدت و حمایت از این گونه كودكان و ردیابی والدین یا سایر اعضای خانواده‌ی كودك پناهنده به منظور كسب اطلاعات لازم برای پیوستن مجدد وی به خانواده‌اش همكاری خواهند كرد.در مواردی كه نتوان والدین یا دیگر اعضای خانواده را یافت باید برای چنین كودكی همان حمایتی را فراهم نمود كه مطابق مفاد پیمان‌نامه‌ی حاضر برای كودكانی در نظر گرفته می‌شود كه به طور دایم با موقت از محیط خانوادگی محروم شده‌اند.

ماده‌ی 23
1- كشورهای عضو اذعان دارند كودكی كه از لحاظ جسمی یا ذهنی معلول است باید از یك زندگی كامل و محترمانه در شرایطی كه متضمن منزلت و افزایش اتكا به نفس او باشد و مشاركت موثر او را در جامعه تسهیل نماید، برخوردار باشد.

2- كشورهای عضو حق كودكان معلول را برای برخورداری از مراقبت ویژه به رسمیت می‌شناسند و بسته به منابع موجود، مساعدت مورد تقاضا و متناسب با شرایط كودك، والدین یا سایر مراقبان كودك را برای كودك مستحق و كسانی كه مسئول مراقبت از او هستند تشویق و تضمین خواهند كرد.

3- با تشخیص نیازهای ویژه‌ی كودك معلول، مساعدت مقرر در بند 2 ماده‌ی حاضر باید در صورت امكان و با در نظر گرفتن امكانات مالی والدین یا دیگر مراقبان كودك، به طور رایگان ارایه شود و باید به گونه‌ای طراحی شود كه متضمن دسترسی موثر كودك معلول به تحصیل، دوره‌های آموزشی، خدمات بهداشتی، خدمات توانبخشی، آماده‌سازی برای اشتغال و امكانات تفریحی باشد و به روشی كه موجب دستیابی كودك به بالاترین حد ادغام در جامعه و رشد فردی، از جمله رشد فرهنگی و معنوی، گردد.

4- كشورهای عضو، در سایه‌ی همكاری‌های بین‌المللی، مبادله‌ی اطلاعات مقتضی را در زمینه‌ی مراقبت‌های بهداشتی جهت پیشگیری و معالجات پزشكی، روان‌شناسی و توانبخشی كودكان معلول ترویج خواهند كرد.مبادله‌ی اطلاعات مذكور از جمله شامل انتشار و دسترسی به اطلاعات مربوط به روش‌های توانبخشی، آموزش و خدمات حرفه‌ای است و هدف آن قادر ساختن كشورهای عضو به بهبود توانایی‌ها و مهارت‌ها و گسترش تجربیات آنها در این زمینه‌هاست.در این مورد توجه خاصی به نیازهای كشورهای در حال رشد مبذول خواهد شد.

ماده‌ی 24
1- كشورهای عضو حق كودك را برای برخورداری از بالاترین معیارهای بهداشتی و تسهیلات قابل حصول جهت درمان بیماری و بازیابی سلامت به رسمیت می‌شناسند.كشورهای عضو برای تضمین این كه هیچ كودكی از حق دسترسی به چنین خدمات بهداشتی محروم نماند تلاش خواهند كرد.

2- كشورهای عضو اعمال كامل حق مذكور را پیگیری خواهند نمود و به ویژه در موارد زیر اقدامات مقتضی به عمل خواهند آورد:

الف) كاهش مرگ و میر نوزادان و كودكان؛

ب) تضمین ارایه كمك‌های پزشكی و مراقبت‌های بهداشتی لازم برای همه‌ی كودكان با تاكید بر گسترش مراقبت‌های بهداشتی اولیه؛

پ) مبارزه علیه بیماری‌ها و سوءتغذیه در چارچوب مراقبت‌های بهداشتی اولیه از جمله از طریق به كار بستن فن‌آوری موجود و فراهم كردن مواد غذایی مقوی و كافی و آب آشامیدنی سالم با توجه به خطرات آلودگی محیط زیست؛

ت) تضمین مراقبت‌های بهداشتی پیش و پس از زایمان برای مادران؛

ث) تضمین این كه همه‌ی اقشار جامعه به ویژه والدین و كودكان، از آموزش‌های مربوطه آگاهی و به آنها دسترسی داشته باشند و در استفاده از دانش پایه در مورد بهداشت و تغذیه‌ی كودك، مزایای تغذیه با شیر مادر، بهداشت و بهداشت محیط و پیشگیری از سوانح مورد حمایت قرار گیرند؛

ج) توسعه‌ی مراقبت‌های بهداشتی جهت پیشگیری، راهنمایی والدین و آموزش تنظیم خانواده و خدمات مربوطه.

3- كشورهای عضو به منظور برچیدن روش‌های سنتی كه به سلامت كودك آسیب می‌رسانند كلیه‌ی اقدامات مناسب و موثر را به عمل خواهند آورد.

4- كشورهای عضو برای دستیابی تدریجی به تحقق كامل حق مندرج در ماده‌ی حاضر متعهد می‌شوند همكاری‌های بین‌المللی را ترویج و تشویق نمایند.در این مورد به نیازهای كشورهای در حال رشد توجه خاصی مبذول خواهد شد.

ماده‌ی 25
كشورهای عضو حق كودكی كه توسط مقامات واجد صلاحیت جهت نگهداری، حمایت یا بازیابی سلامت جسمی یا روانی به خانواده یا موسسه‌ای سپرده شده است را برای انجام بررسی دوره‌ای درمان ارایه شده برای كودك و كلیه‌ی شرایط دیگر مربوط به نگهداری از او به رسمیت می‌شناسند.

ماده‌ی 26
1- كشورهای عضو حق هر كودك را برای برخورداری از تامین اجتماعی، از جمله بیمه‌ی اجتماعی، به رسمیت می‌شناسند و اقدامات لازم را برای دستیابی به تحقق كامل این حق مطابق با قوانین داخلی خود به عمل خواهند آورد.

2- مزایای مذكور در موارد مقتضی باید با توجه به امكانات و شرایط كودك و اشخاص مسئول نگهداری از او و نیز سایر ملاحظات مربوط به درخواست مزایا از سوی كودك یا از طرف او اعطا شوند.

ماده‌ی 27
1- كشورهای عضو حق همه‌ی كودكان را برای برخورداری از سطح زندگی مناسب برای رشد جسمی، ذهنی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی به رسمیت می‌شناسند.

2- والد (یا والدین) یا دیگر اشخاص مسئول كودك در حد توان و امكانات مالی خود مسئولیت عمده را در تامین شرایط زندگی لازم برای رشد كودك بر عهده دارند.

3- كشورهای عضو، بر حسب شرایط داخلی و در حد امكانات خود اقدامات مقتضی جهت كمك به والدین و دیگر اشخاص مسئول كودك برای اعمال حق مذكور به عمل خواهند آورد و در صورت نیاز، به ویژه در ارتباط با تغذیه و پوشاك و مسكن، كمك‌های مادی و برنامه‌های پشتیبانی فراهم خواهند كرد.

4- كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات لازم را جهت تضمین پرداخت نفقه‌ی كودك توسط والدین یا دیگر اشخاص كه از نظر مالی مسئولیت كودك را به عهده دارند، چه در داخل كشور عضو و چه در خارج، به عمل خواهند آورد.به ویژه هر گاه شخصی كه مسئولیت تامین مالی كودك را به عهده دارد در كشور دیگری غیر از كشور كودك زندگی می‌كند، كشورهای عضو باید الحاق به توافق‌نامه‌های بین‌المللی یا انعقاد چنین توافق‌نامه‌هایی و نیز اتخاذ تدابیر مناسب دیگر را ترویج نمایند.

ماده‌ی 28
1- كشورهای عضو حق كودك را برای برخورداری از آموزش به رسمیت می‌شناسند و برای دستیابی به این حق، به صورت تدریجی و بر پایه‌ی ایجاد فرصت‌های برابر به ویژه اقدامات زیر را معمول خواهند داشت:

الف) اجباری كردن و در دسترس قرار دادن آموزش ابتدایی رایگان برای همه؛

ب) تشویق ایجاد و گسترش انواع مختلف آموزش متوسط، از جمله آموزش عمومی و حرفه‌ای، فراهم كردن و قرار دادن آنها در دسترس همه‌ی كودكان، و به عمل آوردن اقدامات مقتضی از قبیل ارایه آموزش رایگان و اعطای كمك‌های مالی در صورت نیاز؛

پ) در دسترس قرار دادن آموزش عالی برای همگان بر اساس قابلیت و از هر طریق مناسب؛

ت) فراهم كردن اطلاعات و راهنمایی‌های آموزشی و حرفه‌ای و قرار دادن آنها در دسترس همه‌ی كودكان؛

ث) به عمل آوردن اقداماتی جهت تشویق به حضور منظم در مدارس و كاهش موارد ترك تحصیل.

2- كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات مقتضی را جهت تضمین این كه انضباط در مدارس مطابق با شأن انسانی كودك و مفاد پیمان‌نامه‌ی حاضر اعمال می‌شود را معمول خواهند داشت.

3- كشورهای عضو همكاری‌های بین‌المللی را در موارد مربوط به آموزش، به ویژه در جهت مشاركت در ریشه‌كن ساختن جهل و بیسوادی در سراسر جهان و تسهیل دسترسی به دانش علمی و فنی و روش‌های نوین تدریس، تشویق و ترویج خواهند كرد.در این خصوص توجهی ویژه به نیازهای كشورهای در حال رشد مبذول خواهد شد.

ماده‌ی 29
1- كشورهای عضو اتفاق نظر دارند كه آموزش كودك باید در راستای اهداف زیر باشد:

الف) رشد شخصیت، استعدادها و توانایی‌های جسمی و ذهنی كودك تا حد امكان؛

ب) افزایش احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی و اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد؛

پ) افزایش احترام به والدین كودك، هویت فرهنگی، زبان و ارزش‌های كودك، به ارزش‌های ملی كشوری كه كودك در آن زندگی می‌كند و موطن اصلی او و به تمدن‌های متفاوت با تمدنی كه او بدان تعلق دارد؛

ت) آماده‌سازی كودك برای یك زندگی مسئولانه در جامعه‌ای آزاد و با روحیه‌ی تفاهم، صلح، مدارا، مساوات بین زن و مرد، و دوستی میان همه‌ی مردمان، گروه‌های قومی، ملی و مذهبی و افرادی كه منشاء بومی دارند؛

ث) افزایش احترام به محیط زیست طبیعی.

2- هیچ بخشی از ماده‌ی حاضر یا ماده‌ی 28 نباید به گونه‌ای تفسیر شود كه مخل آزادی افراد و نهادها برای تاسیس و اداره‌ی موسسات آموزشی گردد، منوط به این كه اصول مقرر در بند 1 ماده‌ی حاضر و شرایط مربوط به منطبق بودن آموزش در این گونه موسسات با معیارهای حداقل كه ممكن است توسط دولت تعیین شده باشد، همواره رعایت شوند.

ماده‌ی 30
در كشورهایی كه اقلیت‌های بومی، مذهبی یا زبانی وجود دارند یا افرادی با منشاء بومی، كودك متعلق به این گونه اقلیت‌ها یا كودكی كه بومی است نباید از حق برخورداری از فرهنگ خود، برخورداری از مذهب خود و اعمال آن یا استفاده از زبان خود به همراه سایر اعضای گروهش محروم شود.

ماده‌ی 31
1- كشورهای عضو حق كودك را برای استراحت، داشتن اوقات فراغت، پرداختن به بازی و فعالیت‌های تفریحی متناسب با سن كودك و مشاركت آزادانه در زندگی فرهنگی و هنری به رسمیت می‌شناسند.

2- كشورهای عضو حق كودك برای مشاركت كامل در زندگی فرهنگی و هنری را محترم شمرده و ترویج خواهند كرد و مشوق فراهم ساختن فرصت‌های برابر و مناسب برای فعالیت‌های فرهنگی، هنری و تفریحی خواهند بود.

ماده‌ی 32
1- كشورهای عضو حق كودك را برای برخورداری از حمایت در برابر بهره‌كشی اقتصادی و انجام هر گونه كاری كه ممكن است زیانبار باشد یا در تحصیل كودك خللی وارد آورد، یا به سلامتی كودك یا رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی یا اجتماعی او آسیب رساند، به رسمیت می‌شناسند.

2- كشورهای عضو جهت تضمین اجرای ماده‌ی حاضر اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی به عمل خواهند آورد.بدین منظور و با عنایت به مفاد سایر اسناد بین‌المللی مربوطه، كشورهای عضو به ویژه اقدامات ذیل را به عمل خواهند آورد:

الف) تعیین حداقل سن یا حداقل سنین برای اشتغال به كار؛

ب) تدوین مقررات مناسب در ارتباط با ساعات كار و شرایط اشتغال؛

پ) تعیین مجازات‌های مناسب یا ضمانت‌های اجرایی دیگر به منظور تضمین اجرای موثر ماده‌ی حاضر.

ماده‌ی 33
كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات مقتضی، از جمله اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی، را به عمل خواهند آورد تا كودكان را در برابر استفاده‌ی غیرمجاز از داروهای مخدر و روانگردان كه در اسناد بین‌المللی مربوطه توصیف شده‌اند، حمایت نمایند و از استفاده از كودكان در تولید غیرمجاز و قاچاق چنین موادی جلوگیری كنند.

ماده‌ی 34
كشورهای عضو متعهد می‌شوند از كودك در برابر كلیه‌ی اشكال بهره‌كشی و سوءاستفاده‌ی جنسی حمایت كنند.بدین منظور، كشورهای عضو به ویژه كلیه‌ی اقدامات مقتضی ملی، دوجانبه و چندجانبه را به عمل خواهند آورد تا از موارد زیر جلوگیری شود:

الف) اغوا یا وادار كردن كودك به پرداختن به هر گونه فعالیت جنسی غیرقانونی؛

ب)استفاده‌ی استثمارگرانه از كودكان در فحشا یا دیگر اعمال جنسی غیرقانونی؛

پ) استفاده‌ی استثمارگرانه از كودكان در نمایش‌ها یا مطالب مبتذل (پورنوگرافیك).

ماده‌ی 35
به منظور جلوگیری از ربوده‌ شدن، فروش یا قاچاق كودكان به هر منظور و به هر شكل، كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات مقتضی ملی، دوجانبه و چندجانبه را به عمل خواهند آورد.

ماده‌ی 36
كشورهای عضو از كودك در برابر كلیه‌ی اشكال دیگر بهره‌كشی كه مغایر با هر یك از جنبه‌های رفاه كودك باشد حمایت خواهند كرد.

ماده‌ی37
كشورهای عضو تضمین خواهند كرد كه:

الف) هیچ كودكی مورد شكنجه یا سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار نگیرد.مجازات اعدام، یا حبس ابد بدون امكان آزادی، نباید در مورد جرم‌هایی كه اشخاص زیر 18 سال مرتكب می‌شوند اعمال گردد؛

ب) هیچ كودكی به طور غیرقانونی یا خودسرانه از آزادی محروم نشود.دستگیری، بازداشت یا زندانی كردن كودك باید مطابق قانون و تنها به عنوان آخرین راه چاره و در كوتاه ‌ترین زمان ممكن صورت گبرد؛

پ) با هر كودكی كه از آزادی محروم شده است رفتاری انسانی و همراه با احترام به مقام ذاتی انسان، و با توجه به نیازهای افراد هم سن او اعمال شود.به ویژه كودك محروم از آزادی باید از بزرگسالان جدا شود، مگر آن كه این امر مغایر با منافع عالیه‌ی كودك تشخیص داده شود، و او حق دارد جز در موارد استثنایی، تماس خود را با خانواده‌اش از طریق مكاتبه و ملاقات حفظ كند.

ت) هر كودك محروم از آزادی باید حق دسترسی فوری به كمك‌های حقوقی و سایر مساعدت‌های مقتضی داشته باشد و همچنین حق داشته باشد كه محرومیت خود از آزادی را از حیث تطابق با قانون در برابر دادگاه یا هر مقام واجد صلاحیت مستقل و بی‌طرف دیگر مورد اعتراض قرار دهد و در یك چنین مواردی از تصمیم فوری برخوردار شود.

ماده‌ی 38
1- كشورهای عضو متعهد می‌شوند كه هنگام مخاصمات مسلحانه‌ای كه با كودكان ارتباط پیدا می‌كند مقررات حقوق بین‌الملل بشردوستانه قابل اعمال را محترم بشمارند و احترام به مقررات مذكور را تضمین كنند.

2- كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات امكان‌پذیر را به عمل خواهند آورد تا تضمین كنند كه اشخاصی كه به سن 15 سالگی نرسیده‌اند در مخاصمات شركت مستقیم نداشته باشند.

3- كشورهای عضو از پذیرش اشخاصی كه به 15 سالگی نرسیده‌اند در نیروهای مسلح خود اجتناب خواهند كرد.در پذیرش اشخاص بین 15 سال و 18 سال، كشورهای عضو تلاش خواهند كرد اولویت را به آنهایی دهند كه سن بیشتری دارند.

4- كشورهای عضو، طبق تعهدات ناشی از حقوق بین‌الملل بشردوستانه مربوط به حمایت از افراد غیرنظامی در مخاصمات مسلحانه، كلیه‌ی اقدامات امكان‌پذیر را برای تضمین حمایت و مراقبت از كودكانی كه به علت مخاصمات مسلحانه در معرض آسیب قرار می‌گیرند، به عمل خواهند آورد.

ماده‌ی 39
كشورهای عضو كلیه‌ی اقدامات مقتضی را به عمل خواهند آورد تا بهبود جسمانی و روانی و ادغام مجدد اجتماعی كودكی كه قربانی هرگونه بی‌توجهی، بهره‌كشی، آزار، شكنجه یا سایر اشكال رفتار یا تنبیه بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، و یا مخاصمات مسلحانه واقع شده است، تسریع گردد.بهبود و ادغام مجدد مذكور باید در محیطی صورت پذیرد كه تندرستی، عزت نفس و منزلت كودك را تقویت می‌كند.

ماده‌ی 40
1- كشورهای عضو این حق را برای هر كودك مجرم، متهم یا مظنون به نقض قوانین كیفری به رسمیت می‌شناسند كه با او به روشی كه موجب اعتلای مفهوم شرف و ارزش در ذهن كودك می‌شود رفتار شود، روشی كه احترام كودك به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی دیگران را تقویت كند و به سن كودك و مطلوبیت ترویج ادغام مجدد كودك در جامعه و ایفای نقشی سازنده توسط كودك در جامعه توجه داشته باشد.

2- به این منظور و با عنایت به مفاد مربوطه در اسناد بین‌المللی، كشورهای عضو به ویژه تضمین خواهند كرد كه:

الف) هیچ كودكی نباید به سبب فعل یا ترك فعلی كه در زمان ارتكاب به موجب قوانین ملی یا بین‌المللی ممنوع نبوده است، مجرم، متهم یا مظنون به نقض قوانین كیفری شناخته شود؛

ب) هر كودك مظنون یا متهم به نقض قوانین كیفری حداقل از تضمین‌های زیر برخوردار باشد:

(1) تا زمانی كه گناهكار بودن او بر طبق قانون ثابت نشده است بیگناه فرض شود؛

(2) به سرعت و مستقیما، و در موارد مقتضی از طریق والدین یا سرپرستان قانونی خود، از اتهامات وارده علیه خود اطلاع یابد و برای تهیه و ارایه دفاعیه خود از كمك حقوقی یا دیگر كمك‌های مقتضی برخوردار شود؛

(3) به اتهام او بدون تاخیر و توسط یك مقام یا مرجع قضایی واجد صلاحیت، مستقل و بی‌طرف، در یك دادرسی عادلانه مطابق با قانون و با موجود بودن كمك حقوقی یا دیگر كمك‌های مقتضی، و منوط به مغایر نبودن با منافع عالیه‌ی كودك و به ویژه با توجه به سن یا وضعیت كودك، با حضور والدین یا سرپرستان قانونی او رسیدگی شود,

(4) مجبور نشود شهادت دهد یا به گناه اعتراف كند، و امكان بررسی اظهارات شهود مخالف و كسب اجازه برای شركت شهود خود و بررسی اظهارات آنان را در شرایط مساوی داشته باشد؛

(5) در صورتی كه مجرم شناخته شود، بتواند از مقام یا مرجع قضایی واجد صلاحیت، مستقل و بی‌طرف بالاتری بخواهد مطابق با قانون، حكم صادره و هر گونه اقدام ناشی از آن را مورد تجدید نظر قرار دهد؛

(6) در صورتی كه كودك قادر به فهمیدن زبان مورد استفاده یا تكلم به آن زبان نباشد، بتواند از یاری یك مترجم به طور رایگان برخوردار شود؛

(7) در كلیه‌ی مراحل دادرسی، حریم شخصی او كاملا محفوظ بماند.

3- كشورهای عضو تلاش خواهند كرد وضع قوانین و مقررات و تاسیس مراجع و نهادهایی كه به كودكان مجرم، متهم یا مظنون به نقض قوانین كیفری اختصاص دارند را ترویج نمایند و خصوصا اقدامات ذیل را معمول خواهند داشت:

الف) تعیین حداقل سنی كه پایین‌تر از آن نتوان كودكان را دارای قابلیت نقض قوانین كیفری محسوب كرد؛

ب) در صورت مقتضی و مطلوب بودن، اعمال تدابیری برای برخورد با این گونه كودكان بدون توسل به دادرسی‌های قضایی، منوط به این كه حقوق بشر و ضمانت‌های حقوقی كاملا رعایت شوند.

4- به منظور تضمین این كه با كودكان به روشی متناسب با رفاه , شرایط و جرم آنها رفتار شود، باید تمهیدات گوناگونی از قبیل مقررات مراقبت، راهنمایی و نظارت و نیز مشاوره، تعلیق مجازات، نگهداری توسط خانواده‌ی جایگزین، آموزش و برنامه‌های آموزش حرفه‌ای و سایر اقدامات جایگزین مراقبت در موسسات فراهم باشد.

ماده‌ی 41
مفاد پیمان‌نامه‌ی حاضر تاثیری بر قوانینی كه در جهت تحقق حقوق كودك موثرتر هستند، و ممكن است جزء موارد زیر باشند، نخواهد داشت:

الف) قوانین كشور عضو ؛ یا

ب) قوانین بین‌المللی لازم‌الاجرا در آن كشور.

*******************

بخش دوم:

ماده‌ی 42
كشورهای عضو متعهد می‌شوند به طور گسترده و به طریقی مناسب و فعال اصول و مفاد پیمان‌نامه را به نحوی یكسان به اطلاع بزرگسالان و كودكان برسانند.

ماده‌ی 43
1- به منظور بررسی پیشرفت كشورهای عضو در دستیابی به تحقق تعهدات ناشی از پیمان‌نامه‌ی حاضر، یك كمیته‌ی حقوق كودك تشكیل خواهد شد كه وظایف آن در بندها و مواد بعدی تصریح شده است.

2- كمیته از ده كارشناس تشكیل خواهد شد كه از نظر اخلاقی حسن شهرت داشته باشند و صلاحیت آنان در زمینه‌هایی كه در پیمان‌نامه‌ی حاضر تصریح گردیده مورد تایید باشد.اعضای كمیته را كشورهای عضو، با توجه به پراكندگی جغرافیایی متناسب و نیز نظام‌های حقوقی اصلی، از میان اتباع خود انتخاب می‌كنند و این افراد به صورت شخصی به انجام وظیفه در كمیته خواهند پرداخت.

3- اعضای كمیته با رأی مخفی از میان فهرست‌ افرادی كه توسط كشورهای عضو نامزد شده‌اند، انتخاب خواهند شد.هر كشور عضو می‌تواند یكی از اتباع خود را نامزد نماید.

4- اولین انتخابات كمیته حداكثر ظرف شش ماه پس از قابل اجرا شدن پیمان‌نامه‌ی حاضر و سپس هر دو سال یك بار برگزار خواهد شد.حداقل چهار ماه پیش از برگزاری هر یك از انتخابات، دبیر كل سازمان ملل متحد طی نامه‌آی از كشورهای عضو دعوت خواهد كرد ظرف دو ماه نامزدهای خود را معرفی نمایند.دبیركل متعاقبا فهرستی از اسامی همه‌ی نامزدها، به ترتیب حروف الفبا، و با ذكر نام كشوری كه هر یك را نامزد نموده است تهیه و به كشورهای عضو پیمان‌نامه‌ی حاضر تسلیم خواهد كرد.

5- انتخابات در اجلاس كشورهای عضو كه به دعوت دبیركل و در مقر سازمان ملل متحد تشكیل می‌شود، برگزار خواهد شد.در اجلاس‌های مذكور كه با حضور دو سوم كشورهای عضو رسمیت خواهند یافت، افرادی كه بیشترین تعداد آرا و اكثریت مطلق آرای نمایندگان حاضر و رأی دهنده‌ی كشورهای عضو را به دست آورند به عضویت كمیته انتخاب خواهند شد.

6- اعضای كمیته برای یك دوره‌ی چهار ساله انتخاب خواهند شد و در صورتی كه باز هم نامزد شوند واجد شرایط برای انتخاب مجدد خواهند بود.دوره‌ی عضویت پنج تن از اعضای منتخب در اولین انتخابات، در پایان دو سال خاتمه خواهد یافت.بلافاصله پس از اولین انتخابات، اسامی این پنج نفر از طریق قرعه‌كشی توسط رییس جلسه تعیین خواهد شد.

7- در صورتی كه یكی از اعضای كمیته فوت كند یا استعفا دهد، یا به هر دلیلی اعلام نماید كه دیگر قادر به انجام وظیفه در كمیته نمی‌باشد، كشور عضوی كه این عضو را نامزد كرده است كارشناس دیگری را از میان اتباع خود معرفی خواهد كرد تا در صورت تصویب كمیته تا پایان دوره در كمیته به انجام وظیفه بپردازد.

8- كمیته آیین‌نامه‌ی داخلی خود را تنظیم خواهد كرد.

9- كمیته ماموران خود را برای یك دوره‌ی دو ساله انتخاب خواهد كرد.

10- جلسات كمیته معمولا در مقر سازمان ملل متحد یا هر مكان مناسب دیگری كه كمیته تعیین كند برگزار خواهد شد.كمیته به طور معمول سالانه تشكیل جلسه خواهد داد.مدت جلسات كمیته در جلسه‌ای با شركت كشورهای عضو پیمان‌نامه‌ی حاضر و منوط به تصویب مجمع عمومی تعیین خواهد شد و در صورت لزوم مورد تجدیدنظر قرار خواهد گرفت.

11- دبیر كل سازمان ملل متحد كارمندان و تجهیزات لازم را برای عملكرد ثمربخش كمیته طبق پیمان‌نامه‌ی حاضر فراهم خواهد نمود.

12- با تایید مجمع عمومی، اعضای كمیته‌ای كه به موجب پیمان‌نامه‌ی حاضر تشكیل می‌شود از محل منابع سازمان ملل متحد و طبق شرایطی كه مجمع عمومی تعیین می‌نماید حقوق دریافت خواهند كرد.

ماده‌ی 44
1- كشورهای عضو متعهد می‌شوند از طریق دبیر كل سازمان ملل متحد گزارشاتی در مورد اقداماتی كه به منظور تحقق حقوق به رسمیت شناخته شده در پیمان‌نامه‌ی حاضر به عمل آمده‌اند و پیشرفت‌هایی كه در برخورداری از این حقوق صورت گرفته است را به ترتیب زیر به كمیته تسلیم نمایند:

الف) ظرف دو سال از تاریخ لازم‌الاجرا شدن پیمان‌نامه برای كشور عضو مربوطه؛

ب) سپس هر پنج سال یك بار.

2- گزارشاتی كه طبق ماده‌ی حاضر تهیه می‌شوند باید عوامل و مشكلاتی كه ممكن است موجود باشند و بر میزان انجام تعهدات ناشی از پیمان‌نامه‌ی حاضر تاثیر می‌گذارند را مشخص سازند.گزارشات، برای آن كه دركی جامع از اجرای پیمان‌نامه در كشور مربوطه به دست دهند، باید حاوی اطلاعات كافی نیز باشند.

3- برای آن كشور عضوی كه گزارش اولیه‌ی جامعی به كمیته تسلیم كرده است ضرورتی ندارد در گزارشات بعدی خود، موضوع بند 1 (ب) این ماده، اطلاعات پایه‌ای كه قبلا ارایه نموده است را تكرار كند.

4- كمیته می‌تواند از كشورهای عضو بخواهد اطلاعات بیشتری در مورد اجرای پیمان‌نامه ارایه دهند.

5- كمیته گزارش فعالیت‌های خود را هر دو سال یك بار از طریق شورای اقتصادی و اجتماعی به مجمع عمومی تسلیم خواهد كرد.

6- كشورهای عضو گزارشات خود را به طور گسترده در كشور خود در اختیار عموم قرار خواهند دارد.

ماده‌ی 45
به منظور ترویج اجرای هر چه موثرتر پیمان‌نامه و تشویق همكاری‌های بین‌المللی در زمینه‌های تحت پوشش پیمان‌نامه:

الف) سازمان‌های تخصصی، صندوق كودكان سازمان ملل متحد و سایر ارگان‌های سازمان ملل متحد می‌توانند در بررسی‌ اجرای مفادی از این پیمان‌نامه كه در حوزه‌ی وظایف آنها واقع می‌شود شركت داشته باشند.كمیته می‌تواند از سازمان‌های تخصصی، صندوق كودكان سازمان ملل متحد و سایر نهادهای واجد صلاحیت كه مناسب تشخیص دهد دعوت نماید تا در مورد اجرای پیمان‌نامه در زمینه‌های مرتبط با حوزه‌ی وظایف خود نظرات تخصصی ارایه نمایند.كمیته می‌تواند از سازمان‌های تخصصی، صندوق كودكان سازمان ملل متحد و سایر ارگان‌های سازمان ملل متحد دعوت نماید تا در مورد اجرای پیمان‌نامه در زمینه‌هایی كه در حوزه فعالیت‌های آنها واقع می‌شود گزارشاتی تسلیم نمایند؛

ب) كمیته می‌تواند، در صورتی كه مناسب بداند، هر گزارش دریافتی از كشورهای عضو را كه حاوی درخواست برای مشاوره یا مساعدت فنی یا نمایانگر نیاز به آن باشد، همراه با ملاحظات و پیشنهاداتی كه ممكن است كمیته در این زمینه داشته باشد برای سازمان‌های تخصصی، صندوق كودكان سازمان ملل متحد و سایر نهادهای واجد صلاحیت ارسال نماید؛

پ) كمیته می‌تواند به مجمع عمومی توصیه كند كه از دبیر كل درخواست نماید از طرف كمیته در مورد موضوعات خاصی مربوط به حقوق كودك مطالعاتی انجام دهد؛

ت) كمیته می‌تواند بر پایه‌ی اطلاعاتی كه از طریق اجرای مواد 44 و 45 پیمان‌نامه‌ی حاضر دریافت می‌كند پیشنهادات و توصیه‌های كلی ارایه دهد.این گونه پیشنهادات و توصیه‌های كلی باید برای كشورهای عضو مربوطه ارسال گردد و همراه با نظرات كشورهای عضو، چنانچه نظراتی موجود باشد، به مجمع عمومی گزارش شود.

*******************

بخش سوم:

ماده‌ی 46

پیمان‌نامه حاضر جهت امضای كلیه‌ی كشورها مفتوح خواهد بود.

ماده‌ی 47
پیمان‌نامه‌ی حاضر منوط به تصویب است.اسناد تصویب به دبیر كل سازمان ملل متحد سپرده خواهند شد.

ماده‌ی 48
پیمان‌نامه‌ی حاضر جهت الحاق كلیه‌ی كشورها مفتوح خواهد ماند.اسناد الحاق به دبیر كل سازمان ملل متحد سپرده خواهند شد.

ماده‌ی 49
1- پیمان‌نامه‌ی حاضر سی روز پس از سپرده شدن بیستمین سند تصویب یا الحاق به دبیر كل سازمان ملل متحد قابل اجرا خواهد بود.

2- تاریخ لازم‌الاجرا شدن پیمان‌نامه‌ی حاضر در مورد هر كشوری كه پس از سپرده شدن بیستمین سند تصویب یا الحاق، پیمان‌نامه را تصویب می‌كند یا به آن ملحق می‌شود، سی روز پس از تاریخ سپردن سند تصویب یا الحاق توسط آن كشور خواهد بود.

ماده‌ی 50
1- هر یك از كشورهای عضو می‌تواند اصلاحیه‌ای پیشنهاد كرده و آن را به دبیر كل سازمان ملل متحد تحویل دهد.دبیر كل سپس اصلاحیه‌ی پیشنهادی را برای كشورهای عضو ارسال خواهد نمود و از آنها درخواست خواهد كرد نظر خود را درباره‌ی برپایی كنفرانس كشورهای عضو به منظور بررسی و رأی‌گیری در مورد پیشنهادات اعلام نمایند.چنانچه ظرف چهار ماه از تاریخ ارسال، حداقل یك سوم كشورها عضو موافق برگزاری چنین كنفرانسی باشند، دبیر كل كنفرانس را با پشتیبانی سازمان ملل متحد برگزار خواهد كرد.هر اصلاحیه‌ای كه مورد تصویب اكثریت كشورهای عضو حاضر و رأی‌دهنده در كنفرانس قرار گیرد، جهت تصویب به مجمع عمومی تسلیم خواهد شد.

2- اصلاحیه‌ای كه مطابق با بند 1 ماده‌ی حاضر به تصویب برسد، پس از تصویب مجمع عمومی و پذیرش دو سوم كشورهای عضو قابل اجرا خواهد بود.

3- زمانی كه اصلاحیه‌ای قابل اجرا می‌شود، برای آن دسته از كشورهای عضو كه آن را پذیرفته‌اند لازم‌الاجرا خواهد بود و دیگر كشورهای عضو همچنان ملزم به اجرای مفاد پیمان‌نامه‌ی حاضر و اصلاحیه‌هایی كه قبلا پذیرفته‌اند خواهند بود.

ماده‌ی51
1- دبیر كل سازمان ملل متحد متن تحفظ كشورها را كه در زمان تصویب یا الحاق تسلیم می‌شوند دریافت و برای كلیه‌ی كشورها ارسال خواهد كرد.

2- تحفظی كه با هدف و مقصود پیمان‌نامه‌ی حاضر مغایرت داشته باشد، مجاز نیست.

3- تحفظ را می‌توان در هر زمان با ارسال اعلامیه‌ی رسمی به دبیر كل سازمان ملل متحد باز پس گرفت و دبیر كل سپس این امر را به اطلاع كلیه‌ی كشورها خواهد رساند.چنین اعلامیه‌ای از تاریخ وصول توسط دبیر كل نافذ خواهد بود.

ماده‌ی 52
هر یك از كشورهای عضو می‌تواند با ارسال اعلامیه‌ی كتبی برای دبیر كل سازمان ملل متحد از عضویت پیمان‌نامه‌ی حاضر خارج شود.خروج از عضویت پیمان‌نامه یك سال پس از تاریخ دریافت اعلامیه توسط دبیركل صورت می‌پذیرد.

ماده‌ی 53
دبیر كل سازمان ملل متحد به عنوان امانتدار پیمان‌نامه‌ی حاضر تعیین شده است.

ماده‌ی 54
نسخه اصلی پیمان‌نامه‌ی حاضر، كه متون عربی، چینی ,انگلیسی، فرانسه، روسی و اسپانیایی آن همگی از اعتبار یكسان برخوردارند، نزد دبیر كل سازمان ملل متحد تودیع خواهد شد.

با حضور امضاكنندگان تام‌الاختیار زیر كه از طرف دولت‌های متبوع خود برای این امر كاملا مجاز هستند، پیمان‌نامه‌ی حاضر به امضا رسید.

لینک مطلب: http://www.irsprc.org/crc.htm

۱۳۸۷-۰۷-۰۵

مشارکت سیاسی زنان؛ موانع و امکانات

مشارکت سیاسی زنان؛ موانع و امکانات
مشارکت سیاسی زنان؛ موانع و امکانات
(مهرانگیر کار، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1379)

مهرانگیز کار، حقوق دان و وکیل دادگستری و کارشناس مسائل حقوقی زنان در ایران، در سال 1323 در شهر اهواز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در همان شهر ادامه داد و سپس برای تحصیلات عالی عازم طهران شد. در دانشگاه طهران، به تحصیل حقوق، پرداخت و در رشته حقوق و علوم سیاسی لیسانس گرفت و به عنوان کارشناس حقوقی در وزارت کار و امور اجتماعی مشغول به خدمت شد.

فعالیت های مطبوعاتی خود را نیز از همان زمان آغاز نمود و مقالات متعددی از او در نشریّات آن دوران منتشر شده است. پس از انقلاب اسلامی، به شغل وکالت پرداخت و البته سرانجام مجبور به ترک ایران گشت.

فعالیت های فرهنگی و اجتماعی مهرانگیز کار بر روی مسائل زنان متمرکز است. نخستین کتاب او در سال 1370 با عنوان " فرشتۀ عدالت و پاره های دوزخ" به وسیله انتشارات روشنگران منتشر شد. در سال 1371 اثر مشترک او و شهلا لاهیجی، با نام " شناخت هویت زن ایرانی" به چاپ رسید. کتاب " بچه های اعتیاد" اثر تحقیقی دیگری از اوست که همزمان با " اجلاس سران برای کودکان" در سازمان ملل متحد، منتشر شد که به یکی از موضوع های کنفرانس یعنی تاثیر اعتیاد والدین بر کودکان پرداخته است.

در سال 1373 " زنان در بازار کار" و در سال 1376 " حقوق سیاسی زنان در ایران" به قلم او انتشار یافت. در سال 1378 کتاب مهم دیگری از او با عنوان " رفع تبعیض جنسیّتی از زنان" به وسیله انتشارات پروین منتشر شد و در همین سال " ساختار حقوقی نظام خانواده" را به رشته تحریر در آورد که انتشارات روشنگران و مطالعات زنان اقدام به چاپ آن کرده است.

" پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران"، " مشارکت سیاسی زنان، موانع و امکانات"، " نخل های سوخته"، کارنامه فعالیت های فرهنگی- حقوقی خانم کار در سال 1379 است.

کتاب مشارکت سیاسی زنان از بهترین کتبی است که در زمینه موضع اجتماعی و سیاسی زنان در ایران در طی قرن گذشته از نظرگاه حقوقی نوشته شده است. کتاب در 173 صفحه و شامل هفت فصل است:

1. مروری بر پیشینه حقوق سیاسی زنان ( از انقلاب مشروطیت تا عصر پهلوی)
2. حقوق سیاسی زنان پس از انقلاب اسلامی
3. حقوق سیاسی زنان در حوزه های زمامداری به روایت قانون اساسی شامل حوزه های مجلس خبرگان، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی،، شوراهای اسلامی راهبر و شورای رهبری، ریاست جمهوری، وزارت، ارتش و سپاه، ریاست قوۀ قضائیه، ریاست دیوان عالی کشور، قضاوت، ریاست سازمان صدا و سیما، شورای عالی امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت نظام که نتیجه گیری آن چنین است:

" به طور کلی در قانون اساسی جمهوری اسلامی در فصل حقوق سیاسی کمتر مانع قانونی برای زنان مشاهده می شود... اما چون در ادارۀ امور، نظارت فقهی آن دسته از فقها که مقتضیات اجتماعی را نادیده می گیرند، غالب بوده است لذا در عرصۀ عمل هیچ عنایتی به امکانات و فرصت های قانونی که در این فصل (حقوق سیاسی) وجود دارد نمی شود و در نتیجه تمام مشاغل و پُست های کلیدی و حسّاس، منحصراً در اختیار مردان است."

فصل های چهارم، پنجم و ششم در مورد زنان و مشارکت آنان در امور اجرائی در زمامداری عملی در عرصه آزمون و خطا است و بالاخره فصل هفتم : راهکار یابی برای تحقق مشارکت سیاسی زنان.

جدولی که در پایان کتاب از رئیس دفتر مشارکت امور زنان در دستگاه ریاست جمهوری گرفته شده وضع زنان شاغل در پست های مدیریتی و سرپرستی دستگاه های دولتی را برای سال 1378 به وضوح نشان می دهد.

عنوان پست: درصد مشارکت
معاون دستگاه 4/1
مدیر کل و عناوین مشابه 4/1
مدیر و عناوین مشابه 1/4
معاون مدیر کل و عناوین مشابه 2/3
معاون مدیر و عناوین مشابه 8/3
رئیس گروه یا اداره و عناوین مشابه 2/6
معاون گروه یا اداره و عناوین مشابه 8/6
جمع 2/5

(نتایج طرح جمع آوری آمار کارکنان دولت، سازمان امور اداری و استخدامی، دفتر آمار و فن آوری اطلاعات، نشریه ش 307، بهمن 1378)

می توانید برای آشنایی بیشتر با فعالیت ها و آثار خانم مهر انگیز کار، به وب سایت رسمی ایشان، مراجعه نمائید:

مأخذ:
نشریه پیام بهائی،چاپ فرانسه، ش 265، ص 33-34

۱۳۸۷-۰۶-۳۰

صلح سازان آینده

صلح سازان آینده
صلح سازان آینده
صلح را باید از گهواره به کودکان آموخت
لیلی ایمن

به مناسبت روز جهانی صلح (21 سپتامبر)

این روزها در گوشه و کنار این جهان خسته از جنگ و جدال، انواع سمینارها، کنفرانسها، حتی کلاس های مخصوص برای آموزش صلح به وسیله گروه های مختلف برگزار می شود و این سوال را پیش می آورد که مگر صلح، آموختنی است؟ و این پرسش بدان سبب پیش می آید که عادت کرده ایم بپنداریم که صلح را قراردادهای پر طول و تفصیل برقرار کنند یا شاید بهتر باشد بگوئیم اعلام کنند و عادت نکرده ایم به آن به عنوان پدیده ای بیندیشیم که به وجود آوردنش احتیاج به مهارت هایی دارد که آموختنی هستند.

بدین منظور باید قبول داشته باشیم که صلح فراتر از نبود جنگ است. در سال های اخیر بسیار تجربه کرده ایم که قراردادهای ختم جنگ امضا شده است و حتی توپ و تفنگ ها هم ساکت مانده اند ولی صلح برقرار نشده است. در این جاست که باید از خود بپرسیم چرا؟ چه باعث می شود که امضای قراردادها برای ایجاد صلح کافی نیستند؟

برای یافتن پاسخ به این سوال باید اول بدانیم که خصومت ها و دشمنی ها از کجا بر می خیزند و چه باعث می شود که انسانی به خود حق بدهد که بر هم نوع خود شمشیر بکشد. کاری که هیچ جاندار دیگری، جز به هنگام دفاع، انجام نمی دهد.

یکی از مهم ترین انگیزه های جنگ، خودخواهی است یعنی خود را در مرکز کائنات دیدن و خواسته خود را بر نیازهای دیگران ترجیح دادن. خانواده های که از گفتن " نه" به فرزندانشان می هراسند و خیال می کنند که زنده یا مرده باید کوچکترین خواسته طفل خود را برآورند توجه ندارند که در واقع فردی را می پرورند که در آینده از همه انتظار خواهد داشت که خواسته های او را از هر نوع که باشد برآورند و اگر این انتظار برآورده نشود، چه بسا که آسمان و زمین را به هم زند و گرفتاری های گوناگون به بار آورد.

از این روست که اگر به سلامت اجتماع و برقراری صلحی واقعی معتقدیم باید فرزندان خود را از خردسالی عادت دهیم به اینکه امیال و خواسته های خود را قبل از عنوان کردن بسنجند و در صورت لزوم، برآورده نشدن آنها را راحت بپذیرند. انسان ها باید از کودکی بیاموزند که راحت هر فرد به آسایش دیگران نیز بستگی دارد. از همین اوان زندگی است که باید افراد به تدریج به برتری نیازهای جامعه بر نیازهای فردی واقف شوند.

زیاده طلبی یکی دیگر از دلائل ایجاد آشوب ها و ناهنجاری ها در اجتماع انسانی است. یعنی بیشتر و بیشتر خواستن. با این خصوصیت باید از همان سال های اول زندگی رو به رو شد. باید کودکان را از همان خردسالی به قناعت خو داد. متاسفانه اقتصاد مصرفی امروز همه را به مصرف و خرید بیشتر می خواند و والدین آگاه باید شدیداً با آن در مبارزه باشند چه که کودکی که امروز با یکی دو بازیچه قانع نمی شود، در محیط کار نیز، بدون توجه به داشتن استحقاق لازم، خواهد خواست به هر ترتیبی شده است، حقوق بیشتری به دست آورد و اگر روزی به قدرت برسد، از هیچ وسیله ای که بر قدرتش بیفزاید روی گردان نخواهد شد. حتی اگر اقداماتش سبب رنجش و نگرانی، حتی آسیب دیگران شود. جامعه ای که افراد زیاده خواه را در دامان خود می پرورد در واقع سودجویان خطرناکی را به جهان تحمیل می کند که هرگز آمادۀ گذشت از منافع شخصی برای صلاح بشر نخواهند شد.

علت دیگر جنگ ها، انواع تعصّبات است که تعصبات قومی، نژادی و دینی از معروف ترین و وحشتناک ترین آنها هستند. همین تعصبات است که حتی در قرن بیستم باعث کشتار میلیون ها انسان بی گناه در پنج قارّه جهان گردید. از جایگزین شدن تعصبات در شخصیت و خوی کودکان، نیز باید از همان اول زندگی آنان جلوگیری کرد. تعصبات اغلب زائیده عدم آگاهی یا داشتن اطلاعات غلط هستند. اگر از کودکی، اطفال را با اقوام و ملیت ها و نژادهای مختلف جامعه بشری آشنا کنیم و آنها را یاری کنیم که بتوانند میان گروه های گوناگون، شباهت های موجود را بیابند، به تدریج به اصل یگانگی بشر پی می برند و دیگر تفاوت های ظاهری را دلیل بر اختلاف های اساسی نخواهند دانست.

برای عدم ایجاد تعصبات در کودکان، والدین پا به پای دستگاه های آموزشی وظیفه ای خطیر بر عهده داند. از آنجا که قدرت تقلید خردسالان، بسیار قوی است، بسیار مهم است که والدین در همه حال متوجه رفتار و گفتار خود باشند. مثلاً تا آنجا که ممکن است از گفتن شوخی های قومی که ملّیت یا گروهی را به تمسخر می گیرد اقلاً در مقابل اطفال خودداری کنند. در برخورد با افراد از نژادی غیر از نژاد خویش در کمال ادب و محبت رفتار کنند. بذر این چنین محبتی را باید از کودکی در قلب خردسالان کاشت تا در بزرگسالی هرگز فریب گمراهان را نخورند و با کسانی که جدال ها و جنگ های قومی را توصیه می کنند، هم پیمان نشوند.

از قرن ها پیش تا کنون، انسان ها اعتقادات دینی خود را وسیله آزار دیگران قرار داده اند. از این روست که باید یکی از پایه های تربیت روحانی خردسالان را آشنایی واقع بینانه با ادیان مختلف دانست و سیر تکاملی ادیان را به آنان تفهیم کرد. فقط آگاهی به دین خویش داشتن، انسان را محدود و چه بسا خودبین بار می آورد.

به همین سبب است که در دیانت بهائی، با شناساندن ادیان دیگر به اطفال و نمایاندن وجوه تشابه بسیاری که میان آنان هست، به نسل جوان عملاً اصل وحدت ادیان آموخته می شود. در نتیجه نوجوانان بهائی، به احترام گذاشتن به عقائد مذهبی دیگران خو می گیرند و هرگز نمی پذیرد که تفاوت های دینی را دستاویزی برای پرخاشگری و ستیزه جویی با دیگران قرار دهند.

متاسفانه حیطه تعصب به همین یکی دو نوع ختم نمی شود. خود بزرگ بینی های گوناگون نیز ایجاد نفاق و دشمنی می کند. مردانی که خود را برتر از زنان می دانند و یا بالعکس، افراد تحصیل کرده ای که صرف به دلیل خواندن چند کتاب بیشتر یا داشتن فلان درجه علمی، خود را بهتر از دیگران می شمرند، افرادی که تنها به علت داشتن ثروت بیشتر گمان می برند که ممتاز از دیگرانند و یا تعلّق به خانواده ای سرشناس در جامعه را عده ای سبب تفخّر می پندارند، همه و همه دچار تعصبی هستند که اگر صلح طلبند باید آن را از خود برانند.

تربیت نسل جوان بر اساس اعتقاد به مساوات حقوق افراد صرف نظر از جنسیت، تحصیل، ثروت و گذشتۀ خانوادگی از مهم ترین وظایف والدین است و این امکان نخواهد داشت مگر از راه عمل کردن به این عقاید.

در خانواده ای که مردسالاری حکم فرماست یا در طرز تربیت پسران و دختران، تفاوتهایی نامطلوب وجود دارد، هرگز با خواندن چند کتاب، جوانی معتقد به تساوی حقوق زن و مرد تربیت نخواهد شد. باید از کودکی به اطفال آموخت که حفظ اصالت و شرافت انسانی است که تنها مایه فخر او می تواند باشد. انسانی که از کودکی آموخته باشد که برای وجود خویش به علت انسان بودنش احترام قائل باشد، بعید است که به وسوسۀ ابلیسی دیگران آماده شود که با علمی حیوانی خود را پست و حقیر سازد.

از همین روست که خطر اعتیاد به مواد مخدّر و مشروبات الکلی که قدرت تفکر و تصمیم گیری را از انسان سلب می کند برای افرادی که معتقد و مفتخر به شرافت انسانی خود هستند به مراتب کمتر است. چنین افرادی کمتر حاضر می شوند قدرت خود را با هفت تیر کشی به روی دیگران، ثابت کنند. این افراد آموخته اند که یکی از بزرگترین فرق هایی که بین انسان و حیوان وجود دارد، قدرت تسلّط بر امیال و غریزه های طبیعی است. در نتیجه صرفاً به دلیل پیروری از مُد روز و فشار همگان به اعمالی که دون شأن انسان واقعی است، دست نخواهد زد.

از جمله مهارتهای دیگری که از نزاع و دشمنی های بی جا جلوگیری می کند، قدرت شرکت در بحث ها و استدلال ها است. مهارت مشاورۀ صحیح را باید از همان سنین خردسالی در افراد تربیت کرد. اطفال و جوانان باید به تدریج بیاموزند که در بحث ها به گفته دیگران درست گوش فرا دهند و سخن درست را حتی اگر مخالف نظر ابراز شده آنان باشد، بپذیرند. به قول معروف باید به آواز توجه کنند نه به آواز خوان.

باید بدانند که مجادله و اصرار غیر منطقی به نظر و عقیده ای خاص، ایجاد کدورت می کند و در بسیاری موارد ممکن است سبب خصومت گردد. در این راه والدین مطابق اصولی که به حقوق همه افراد احترام می گذارد خصوصیات لازم برای درست گوش فرا دادن به گفته های دیگران و به موقع و درست سخن گفتن را در فرزندان خود پرورش دهند.

گر چه بحث درباره تربیت نسل آینده سازان صلح، بحثی است که در یکی دو صفحه به پایان نمی رسد ولی امید است که آنچه در این مختصر بیان شد، توانسته باشد ثابت کند که برقراری صلح مستقیماً با طرز فکر و رفتار افراد جامعه ارتباط دارد. در نتیجه رفتار صلح جویانه را نه تنها می توان بلکه باید از خردسالی در افراد پرورش داد. در غیر این صورت قراردادهای صلح باز هم مثل گذشته بی ثمر خواهند ماند.

منبع: نشریه پیام بهائی، چاپ فرانسه، ش 250، صص 8-10